تماشای ویدئوهای تاثیرگذار با تحریک پاسخ های عصبی خاص می تواند راهکاری موثر برای کاهش تعصب نژادی با ویدئو و افزایش همدلی اجتماعی باشد.
یه مطالعه جدید که توی مجله PLOS One منتشر شده نشون میده که تماشای یه ویدیوی خاص که از نظر احساسی درگیرکننده باشه، می تونه کاهش تعصب نژادی با ویدئو را به همراه داشته باشه و بخشندگی نسبت به سیاه پوست های آمریکایی رو بیشتر کنه. این یافته ها نشون میدن رسانه هایی که برای جلب توجه مغز طراحی شدن، ممکنه یه راه عملی برای مبارزه با پیش داوری در مقیاس بزرگ ارائه بدن.
دانشمندها، ییلونگ وانگ و پل جی. زاک، می خواستن یه روش با دسترسی آسون پیدا کنن تا تعصب نسبت به «گروه های بیرونی» رو کم کنن. تعصب نسبت به گروه های بیرونی یعنی تمایل آدما به ترجیح دادن کسایی که توی دایره اجتماعی خودشون هستن، در حالی که از کسایی که غریبه می بینن دوری می کنن یا اونا رو قضاوت می کنن. این تمایل ریشه های تکاملی داره، چون انسان های اولیه برای تضمین بقا، گروه های خودشون رو ترجیح می دادن، اما توی جامعه امروزی، این موضوع روابط اجتماعی رو محدود می کنه و به جوامع آسیب می زنه.
تعاملات چهره به چهره می تونه این پیش داوری رو کم کنه، اما این روش ها گرون هستن و سازماندهی اونا برای میلیون ها نفر سخته. وانگ و زاک هدفشون این بود که تست کنن آیا یه ویدیوی کوتاه که با استفاده از اندازه گیری های بیولوژیکی انتخاب شده، می تونه نگرش ها و رفتارها رو به صورت موثر توی اینترنت تغییر بده یا نه. این دانشمندها میگن تقریبا همه به محتوای ویدیویی دسترسی دارن و این موضوع، ویدیو رو به یه رسانه ایده آل برای مداخلات گسترده تبدیل می کنه.
چرا کاهش تعصب نژادی با ویدئو اهمیت دارد؟
پل جی. زاک، استاد دانشگاه کلرمونت و نویسنده کتاب «کتاب کوچک خوشبختی: رویکردی علمی برای زندگی بهتر»، می گه: «تنش های نژادی توی ایالات متحده و کشورهای دیگه همچنان بالاست. تا به امروز، موثرترین راه برای کاهش تعصب نسبت به گروه های بیرونی، تماس مستقیم با فردی از اون گروهه، اما این راه حلی نیست که بشه برای همه انجامش داد. در واقع رابطه خشم و عدالت سیستمی پیچیدگی های زیادی داره که نشون می ده چرا تغییرات ساختاری گاهی با موانع روانی روبرو می شن.»
«هدف من این بود که مجموعه ای از ویدیوها رو بررسی کنم تا یکی رو با ارزش عصبی بالا پیدا کنم (یه شبکه مغزی که آزمایشگاه من کشف کرده و اسمش رو “غوطه وری” گذاشته که می تونیم هر ثانیه با یه اپلیکیشن که الگوریتم ها رو روی داده های ساعت های هوشمند اجرا می کنه، اندازه گیریش کنیم) که بتونه نگرش ها و رفتارهای منفی نسبت به آمریکایی های آفریقایی تبار رو کاهش بده و به کاهش تعصب نژادی با ویدئو کمک کنه.»
دانشمندها دو تا آزمایش جداگانه انجام دادن تا ایده هاشون رو با استفاده از مفهومی که بهش «مغز به عنوان پیش بینی کننده» می گن، آزمایش کنن. این رویکرد نشون می ده که اندازه گیری پاسخ های عصبیِ یه گروه کوچک از آدما، می تونه به درستی پیش بینی کنه که جمعیت خیلی بزرگ تری چه واکنشی به همون محرک نشون می دن.
توی اولین آزمایش، اونا 62 شرکت کننده رو جذب کردن تا 5 ویدیوی کوتاه درباره اثرات منفی تعصب نژادی ببینن. به جای اینکه فقط از شرکت کننده ها بپرسن کدوم ویدیو رو بیشتر دوست داشتن، محقق ها «غوطه وری عصبی» اونا رو اندازه گیری کردن.
دانشمندها این موضوع رو با استفاده از حسگرهای نوری که روی ساعد شرکت کننده ها قرار داده شده بود، اندازه گیری کردن. این حسگرها تغییرات ریتم قلب رو دنبال می کنن که نشون دهنده فعالیت اعصاب جمجمه ای هست. این فعالیت عصبی، انواع خاصی از عملکردهای مغزی رو که با تشدید احساسی و توجه مداوم در ارتباطه، نشون می ده.
یه ویدیو بالاترین حد غوطه وری رو بین بیننده ها ایجاد کرد. این ویدیو یه داستان انیمیشنی درباره دکتر رونالد مک نیر بود؛ یه فضانورد سیاه پوست که توی فاجعه شاتل فضایی چلنجر در سال 1364 جان خودش رو از دست داد. توی این ویدیو، برادر مک نیر تعریف می کرد که چطور این فیزیک دانِ آینده بر نژادپرستی شدید دوران کودکی توی کارولینای جنوبی غلبه کرد تا در نهایت مدرک دکترای خودش رو از موسسه فناوری ماساچوست (MIT) گرفت.
توی آزمایش دوم، دانشمندها این ویدیوی بسیار غوطه ورکننده رو در مقیاس خیلی بزرگ تری آزمایش کردن. اونا یه نمونه آماری شامل 1097 نفر از ساکنان بزرگسال ایالات متحده رو انتخاب کردن. اونا به طور تصادفی شرکت کننده ها رو تقسیم کردن تا یا ویدیوی اصلی درباره دکتر مک نیر رو ببینن یا یه ویدیوی کنترل خنثی که مناظر طبیعی رو با موسیقی آرام بخش نشون می داد.
قبل و بعد از دیدن ویدیوها، شرکت کننده ها به یه نظرسنجی پاسخ دادن که حالت های احساسی مثبت و منفی اونا رو اندازه گیری می کرد. اونا همچنین یه پرسشنامه استاندارد رو پر کردن که برای سنجش نگرش های مثبت و منفی اونا نسبت به سیاه پوست های آمریکایی طراحی شده بود. این کار به محقق ها اجازه داد تا یه سطح پایه از پیش داوری رو مشخص کنن و ببینن آیا ویدیو اون دیدگاه ها رو تغییر داده یا نه.
برای اندازه گیری رفتار واقعی به جای فقط نظرات، دانشمندها از شرکت کننده ها خواستن یه تمرین تقسیم پول به اسم «بازی اولتیماتوم» رو انجام بدن. این بازی از شرکت کننده ها می خواد از «نظریه ذهن» استفاده کنن، یعنی توانایی درک و پیش بینی نیت های دیگران.
توی این تمرین، به یه نفر 10 دلار داده می شه و باید پیشنهاد بده که چطور اون رو با نفر دوم تقسیم کنه. نفر دوم می تونه تقسیم بندی رو بپذیره یا رد کنه، که در صورت رد کردن، به هیچ کدوم پولی نمی رسه. معمولا انتظار می ره پول منصفانه و 5 دلار تقسیم بشه، در حالی که پیشنهاد مبلغ کمتر، اغلب به عنوان بی انصافی یا خساست دیده می شه.
نتایج اصلی؛ کاهش تعصب نژادی با ویدئو
داده های پایه از گروه کنترل نشون داد که تعصب علیه سیاه پوست های آمریکایی توی کل جمعیت وجود داره، اما توی گروه های جمعیتی خاصی بیشتره. دانشمندها متوجه شدن که نگرش های پیش داورانه بین مردها، جوون های 18 تا 43 ساله و کسایی که خودشون رو جمهوری خواه معرفی می کردن، در بالاترین سطح بود.
تماشای ویدیوی اصلی این الگوها رو تغییر داد. ویدیو، میانگین نگرش های منفیِ خوداظهاری شده نسبت به سیاه پوست های آمریکایی رو در مقایسه با گروه کنترل، 11 درصد کاهش داد. دانشمندها متوجه شدن که ویدیو احساسات مثبت رو توی بیننده ها افزایش داده که همین موضوع به ایجاد این تغییر مثبت در دیدگاه و تقویت کاهش تعصب نژادی با ویدئو کمک کرده.
ویدیوی بسیار غوطه ورکننده همچنین نحوه تقسیم پول آدما رو توی بازی اقتصادی تغییر داد. شرکت کننده هایی که داستان دکتر مک نیر رو دیده بودن، موقعی که با یه شریک با اسم رایج سیاه پوستی جفت می شدن، 104 درصد افزایش در بخشندگی نشون دادن. این اثر فقط مربوط به اعضای گروه بیرونی بود، چون ویدیو تغییری توی میزان پولی که مردم با شریک هایی با اسم های رایج سفیدپوستی تقسیم می کردن، ایجاد نکرد.
تغییرات رفتاری به خصوص توی گروه های جمعیتی خاصی چشمگیر بود. مثلا مردهایی که توی گروه اصلی بودن، افزایش بیش از 300 درصدی در بخشندگی مالی نسبت به مردهایی که ویدیوی طبیعت رو دیده بودن، نشون دادن. ویدیو همچنین با موفقیت نگرش های پیش داورانه خوداظهاری شده رو بین جوون ها و جمهوری خواهان کاهش داد و نمرات اونا رو به میانگین کشوری نزدیک تر کرد.
زاک به سای پست گفت: «ویدیو تاثیر خیلی زیادی روی تکلیف رفتاریِ تقسیم پول داشت. ما فرضیه مون این بود که ویدیو یه تاثیراتی می ذاره، اما اینکه پولی که با یه غریبه سیاه پوست تقسیم می شه بیش از دو برابر بشه، اونم به خصوص برای کسایی که تعصب بالایی نسبت به این گروه گزارش کردن، قدرت تاثیرگذاریِ یه ارتباط موثر (یعنی با غوطه وری بالا) رو نشون می ده.»
دانشمندها همچنین می خواستن بدونن آیا این تغییرات فراتر از مشاهده اولیه باقی می مونه یا نه. اونا دو هفته بعد با گروهی از شرکت کننده ها تماس گرفتن تا دوباره نظرسنجی ها و بازی تقسیم پول رو انجام بدن. داده های پیگیری نشون داد که کاهش نگرش های پیش داورانه و افزایش بخشندگی که از طریق کاهش تعصب نژادی با ویدئو حاصل شده بود، بعد از این دوره انتظار دو هفته ای همچنان پابرجا بود.
زاک گفت: «این موضوع ما رو غافلگیر کرد. این یه واکنش واقعا قوی از فقط یه ویدیوئه و نشون می ده که تعصب ذاتی انسان نسبت به گروه خودش رو می شه تنها با مقدار کمی اطلاعات درست ساختاریافته درباره یه گروه دیگه، کاهش داد، که این از اهمیت کاهش تعصب نژادی با ویدئو حکایت دارد.»
محقق ها به چند مورد سوءتعبیر احتمالی و محدودیت در کارشون اشاره کردن. چون مطالعه روی یه نمونه از بزرگسالان توی ایالات متحده متمرکز بود، ممکنه یافته ها برای مردمی که توی کشورهای دیگه با تاریخچه های فرهنگی متفاوت زندگی می کنن، صدق نکنه. همچنین این تحقیق به طور خاص تعصب نسبت به سیاه پوست های آمریکایی رو بررسی کرده، بنابراین هنوز مشخص نیست که آیا همین متدولوژی برای بقیه گروه های حاشیه نشین هم جواب می ده یا نه.
زاک خاطرنشان کرد: «داده ها بر اساس یه نمونه آماری از بزرگسالان آمریکاییه، بنابراین یافته ها برای ایالات متحده قابل تعمیمه اما ممکنه برای کشورهای دیگه صدق نکنه. ما همچنین روی تعصب نسبت به آمریکایی های آفریقایی تبار تمرکز کردیم و متدولوژی ما، با اینکه احتمالا روی تعصب نسبت به بقیه گروه ها هم اثر می ذاره، اما هنوز تاثیری ازش ثابت نشده. علاوه بر این، هیچ “شستشوی مغزی ای” در کار نیست. آدما انتخاب های خودشون رو می کنن، ما صرفا اطلاعات رو به روشی موثر ارائه می دیم که ممکمه روی کارشون تاثیر بذاره یا نذاره.»
در آینده، دانشمندها امیدوارن بررسی کنن که چطور این رویکرد ممکنه مشکلات اجتماعی دیگه رو هم کاهش بده. این رویکرد امیدوارکننده برای کاهش تعصب نژادی با ویدئو می تواند به حل مشکلات اجتماعی دیگر نیز کمک کند. اونا قصد دارن تست کنن که آیا ویدیوهای مشابه می تونن تعصب نسبت به افراد با گرایش های جنسی، ملیت ها, جنسیت ها یا مذهب های مختلف رو کم کنن یا نه. اونا همچنین پیشنهاد دادن که اثرات واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده رو تست کنن تا ببینن آیا تکنولوژی های غوطه ورکننده تر، باعث کاهش حتی بیشتر پیش داوری می شن یا نه.
زاک گفت: «ما در حال توسعه روش های علوم اعصاب مقیاس پذیر برای تاثیرگذاری بر نگرش ها و رفتارهایی هستیم که باعث ناهنجاری های اجتماعی می شن. مثلا اخیرا از این متدولوژی برای مقابله با حمایت های رو به رشد از سوسیالیسم توی ایالات متحده استفاده کردیم ساختاری دولتی که میلیون ها نفر رو فقیر کرده و به کشتن داده. این تحقیق نشون داد ویدیویی که توضیح می ده چطور تبادل داوطلبانه توی بازارها فقر رو توی فقیرترین نقاط جهان کم کرده، حمایت از آزادی اقتصادی رو بین آمریکایی ها افزایش داده.
«در حالی که نتایج مهم هستن، امیدوارم این متدولوژی توسط بقیه هم برای کاهش ناهنجاری های اجتماعی استفاده بشه. ما نشون دادیم که انجام این کار سخت نیست و نگرش ها و رفتارهای منفی بیشتر به خاطر جهل نسبت به دیگرانه، نه به خاطر اینکه آدما “بد” یا “شیطان” باشن. ارتباطات برای ساختن جهانی هماهنگ تر، حیاتی و مهمه. این نشان می دهد که پتانسیل کاهش تعصب نژادی با ویدئو برای ایجاد تغییرات مثبت چقدر بالاست.»
استفاده از فناوری و محتواهای چندرسانه ای برای اثرگذاری بر روندهای عصبی مغز، دریچه ای جدید به سوی اصلاح رفتارهای اجتماعی باز کرده است. این تحقیق با اثبات پایداری تغییرات مثبت در نگرش های انسانی، نویدبخش جهانی است که در آن می توان با آگاهی بخشی هوشمندانه، دیوارهای پیش داوری را فروریخت و همکاری های همدلانه را جایگزین تضادهای نژادی کرد.
این مطالعه با عنوان «یه مداخله ویدیویی تعصب نژادی رو در نمونه ای از بزرگسالان ایالات متحده کاهش می ده: مطالعه ای بر پایه مغز به عنوان پیش بینی کننده»، توسط ییلونگ وانگ و پل جی. زاک نوشته شده است.
Scientists use brain measurements to identify a video that significantly lowers racial bias