پژوهش های علمی جدید نشان می دهند که سیستم عصبی خودمختار چگونه با تغییر مردمک با احساسات مختلف مانند خشم، انزجار و غم، واکنش های فیزیولوژیکی متمایزی را در بدن انسان ایجاد می کند.
وقتی آدما احساس انزجار یا غم می کنن، مردمک چشماشون ناخودآگاه گشاد می شه. برعکس، حس خشم با تنگ شدن مردمک ها همراهه که باعث می شه از بقیه حالت های ذهنی منفی متمایز بشه. این واکنش های فیزیکی متفاوت حتی وقتی فرد تو یه لحظه احساسات متضادی داره هم اتفاق می افته. این تحقیق در
Biological Psychology
منتشر شده. درک تغییر مردمک با احساسات برای روانشناسی اهمیت زیادی دارد.
اندازه مردمک چشم انسان توسط سیستم عصبی خودمختار کنترل می شه که وظیفه مدیریت عملکردهای غیرارادی بدن رو بر عهده داره. گشاد شدن مردمک نشون دهنده فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیکه. این همون شبکه بیولوژیکیه که مسئول واکنش «جنگ یا گریز» بدنه. وقتی این سیستم وارد عمل می شه، عضله خاصی رو تو عنبیه فعال می کنه که مردمک رو به بیرون می کشه و بازش می کنه. مردمک گشادتر میدان دید کلی فرد رو افزایش می ده و بهش اجازه می ده تا محیط رو برای پیدا کردن تهدیدهای احتمالی بهتر بررسی کنه.
تنگ شدن مردمک به سیستم عصبی پاراسمپاتیک بستگی داره که معمولا به بدن کمک می کنه تا استراحت و هضم غذا رو انجام بده. وقتی این سیستم کنترل رو به دست می گیره، عضله گشادکننده شل می شه و عضله دیگه ای مردمک رو جمع می کنه. مردمک کوچیک تر میدان دید رو محدود می کنه. این کار باعث ایجاد تصویر واضح تری می شه و دقت بینایی چشم رو برای کارهای ظریف یا تمرکز دقیق بالا می بره.
بررسی تغییر مردمک با احساسات و نظریه های مختلف
در گذشته، محققا سر این موضوع بحث داشتن که چطور احساسات انسانی با این تغییرات فیزیکی مرتبط هستن. یه دیدگاه اینه که احساسات فقط برچسب های کلی و فرهنگی هستن که برای حالت های عمومی انگیختگی بالا یا پایین یاد گرفتیم. طبق این نگاه، فرد فقط یه حس منفی کلی داره که بسته به موقعیت ممکنه اسمش رو خشم یا انزجار بذاره. یه دیدگاه دیگه می گه احساسات پایه، دسته بندی های بیولوژیکی متمایزی دارن. بر اساس این چارچوب خاص، خشم، ترس و غم هر کدوم باید یه نشونه فیزیولوژیک منحصر به فرد داشته باشن.
بیشتر تحقیقات قبلی که اندازه مردمک رو اندازه می گرفتن، فقط به دسته بندی های کلی احساسی نگاه می کردن. تو این مطالعات، افراد رو در معرض تصاویر مثبت یا منفی قرار می دادن و حرکات چشمشون رو اندازه می گرفتن. این آزمایش ها به طور قابل اعتمادی نشون دادن که تصاویر منفی با مردمک های گشادتر در ارتباطن. با این حال، تست های قبلی از شرکت کننده ها دقیقا نمی پرسیدن که تو هر لحظه چه حسی دارن.
کیت مک کالو، روانشناس دانشگاه سافک، و همکارانش شک داشتن که تکیه بر دسته بندی های کلی محرک ها ممکنه جزئیات دقیق تر بیولوژی احساسی رو بپوشونه. اونا آزمایشی رو طراحی کردن که کاملا روی تجربه های احساسی شخصی و متمایز متمرکز بود. تیم تحقیق به جای اینکه فرض کنه یه تصویر برای همه ترسناک یا غم انگیزه، از افراد خواستن که وضعیت درونی خودشون رو رتبه بندی کنن.
برای اولین آزمایش، محققا 98 شرکت کننده رو جذب کردن. داوطلب ها 36 تصویر رو دیدن و به 18 کلیپ صوتی کوتاه گوش دادن. محققا این مطالب رو از پایگاه های داده علمی استاندارد که حاوی محتوای احساسی بودن انتخاب کردن. مطالب بصری از تصاویر خنثی مثل فایل های اداری گرفته تا تصاویر شدید از حیوانات وحشی یا جراحات شدید رو شامل می شد.
آزمایش واکنش های بصری نیاز به کنترل های شدیدی داره چون نور به طور طبیعی اندازه مردمک رو تغییر می ده. برای رفع این مشکل، محققا تصاویر رو طوری تغییر دادن که همگی میانگین روشنایی و کنتراست دقیقا یکسانی داشته باشن. اونا همچنین نسخه های درهم ریخته و کاملا غیرقابل شناسایی از هر تصویر رو ساختن. این کار به تیم اجازه داد تا تایید کنن که هرگونه واکنش فیزیکی چشم به محتوای احساسی تصویر مربوطه، نه فقط به رنگ بندی ساده اون.
در طول مراحل تست، شرکت کننده ها با استفاده از تکیه گاه چانه، سرشون رو کاملا ثابت نگه داشتن. دوربین های مادون قرمز تخصصی حرکات چشم اونا رو ردیابی کردن و مساحت دقیق مردمک هاشون رو ثبت کردن. بعد از دیدن یه تصویر یا شنیدن یه صدا، شرکت کننده ها از یه صفحه کلید استفاده کردن تا احساسات لحظه ای خودشون رو در مقیاس 1 تا 9 رتبه بندی کنن. اونا به شدتِ 5 احساس خاص امتیاز دادن: شادی، غم، خشم، ترس و انزجار.
این سیستم رتبه بندی با واقعیتِ احساسات مختلط سازگار بود. یه شرکت کننده ممکنه تصویری از یه حیوان زخمی رو ببینه و همزمان ترکیبی از غم عمیق و انزجار خفیف رو حس کنه. با ثبت چندین رتبه بندی برای یه اتفاق واحد، محققا تونستن از مدل های آماری برای جدا کردن تاثیر خاص هر حس مجزا استفاده کنن.
مک کالو و تیمش متوجه شدن که رتبه بندی های شخصی از انزجار و غم به طور قابل اعتمادی اندازه بزرگ تر مردمک رو پیش بینی می کنه. وقتی شرکت کننده ها سطوح بالاتری از انزجار رو نسبت به حالت عادی خودشون گزارش می کردن، مردمک هاشون گشاد می شد. اثر گشاد شدن مردمک برای انزجار تقریبا 2 ثانیه بعد از شروع محرک شروع می شد و تا پایان دوره مشاهده یا گوش دادن ادامه داشت. این نشان دهنده مستقیم تغییر مردمک با احساسات منفی است.
ترس فقط زمانی با گشاد شدن مردمک همراه بود که شرکت کننده ها به کلیپ های صوتی گوش می دادن و این واکنش خیلی دیر در طول فایل های ضبط شده اتفاق می افتاد. واکنش مردمک به خشم تو این دور اول تست، الگوی واضحی رو نشون نداد؛ موضوعی که در مطالعات مربوط به کشف علت خشم در بیش فعالی کودکان نیز از زوایای ساختاری مغز مورد توجه قرار گرفته است. پیوندهای آماری بین خشم و اندازه مردمک برای تصاویر یا صداها در آزمایش اولیه از نظر آماری معنی دار نبود.
برای اینکه ببینن آیا این الگوهای احساسی خاص در شرایط مختلف هم پابرجا می مونن یا نه، محققا آزمایش دومی رو با 102 شرکت کننده جدید انجام دادن. اونا تصاویر بصری رو کاملا کنار گذاشتن. تیم تحقیق با استفاده از کلیپ های صوتی، هرگونه نگرانی باقی مونده در مورد تداخل روشنایی صفحه نمایش با دوربین های چشم رو کاملا از بین برد.
تیم همچنین صداهای کوتاه و استاندارد رو با کلیپ های 30 ثانیه ای از فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و ویدیوهای آنلاین جایگزین کرد. بعضی از کلیپ ها شامل صداهای آرامش بخش طبیعت بودن، در حالی که بقیه شامل بحث های تند، فریاد و زاری یا صداهای ناخوشایندی مثل استفراغ بودن. شرکت کننده ها صرفا به صدا گوش می دادن و همزمان به یه علامت بعلاوه ساده روی مانیتور خالی کامپیوتر خیره می شدن. مثل قبل، بلافاصله بعد از اون، 5 وضعیت احساسی خودشون رو رتبه بندی کردن.
آزمایش دوم مهم ترین الگوهای آزمایش اول رو تایید کرد. رتبه بندی های بالای شخصی از انزجار دوباره به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده گشاد شدن مردمک ظاهر شد. این واکنش فیزیکی مداوم به حس انزجار در تمام طول کلیپ صوتی نیم دقیقه ای ادامه داشت. غم هم گشاد شدن مردمک رو پیش بینی می کرد، هرچند تا حدودی کمتر از انزجار. این نتایج به درک بهتر تغییر مردمک با احساسات مختلف کمک می کند.
تفاوت های مهم در تغییر مردمک با احساسات خشم و انزجار
فرمت صوتی طولانی تر، الگوی کاملا متفاوتی رو برای خشم نشون داد. وقتی شرکت کننده ها گزارش کردن که در طول کلیپ های طولانی احساس خشم داشتن، مردمک هاشون به طور قابل اعتمادی کوچک شد. این اثرِ تنگ شدن فیزیکی، خشم رو کاملا از بقیه حالت های ذهنی منفیِ اندازه گیری شده متمایز می کنه. شادی تو این تست ها با گشاد شدن خفیف چشم همراه بود، هرچند این ارتباط نسبت به انزجار ملایم تر بود.
جدا کردن انزجار و خشم تو آزمایش های روانشناسی اغلب سخته. بعضی از محققا استدلال کردن که این دو احساس عملا واکنش های قابل تعویض به چیزهایی هستن که ما دوست نداریم. چون خشم تنگ شدن مردمک رو پیش بینی می کنه در حالی که انزجار گشاد شدنش رو پیش بینی می کنه، به نظر می رسسه که اونا دو واکنش کاملا متفاوت سیستم عصبی رو تحریک می کنن.
این نشونه های فیزیولوژیک متمایز با تئوری های تکاملی رفتار همخوانی دارن. خشم معمولا بدن رو برای مقابله با یه هدف خاص آماده می کنه. این نوع رویکرد متمرکز به دید باریک و دقیق نیاز داره. انزجار معمولا بدن رو وادار می کنه که عقب نشینی کنه یا محیط اطراف رو برای دوری از بیماری یا آلودگی اسکن کنه که این کار به میدان دید وسیع تری نیاز داره. این یافته ها اهمیت بررسی دقیق تغییر مردمک با احساسات را برجسته می کند.
نویسنده ها به چند مورد از محدودیت های روش تحقیقشون اشاره کردن. تمام جمع آوری داده ها در یک محیط کنترل شده آزمایشگاهی انجام شده. کلیپ های صوتی و تصاویر مصنوعی ممکنه دقیقا همون شدت فیزیکی تهدیدهای واقعی در زندگی روزمره رو ایجاد نکنن. طراحی مطالعه هم کاملا به خوداظهاری متکی بود. این روش به شدت به توانایی فرد در شناسایی و توصیف دقیق حالات درونی خودش بستگی داره. با این حال، مطالعه توانست الگوهای روشنی از تغییر مردمک با احساسات را نشان دهد.
آزمایش های آینده ممکنه تغییرات چشم رو بعد از تموم شدن کامل تصاویر و صداها ردیابی کنن. بعضی از واکنش های احساسی مربوط به ترس منحصرا در پایان کلیپ های صوتی طولانی تر ظاهر شدن. ردیابی این پاسخ های تاخیری و پس از مواجهه ممکنه جزئیات جدیدی رو در مورد نحوه پردازش انواع مختلف ناراحتی های روانی توسط بدن انسان نشون بده و درک ما از تغییر مردمک با احساسات را عمیق تر کند.
این مطالعه با عنوان
«تفاوت در اندازه مردمک در طول تجربه های خوداظهاری از انزجار، غم، ترس، خشم و شادی»
توسط کیت مک کالو، ادوین اس. دالمایر، گرولف ریگر و ریک اوگورمن نوشته شده است. این تحقیقات بنیادین به ما کمک می کنند تا بهتر بفهمیم چگونه تغییر مردمک با احساسات در ارتباط است.
در مجموع، این یافته ها نشان می دهند که بدن ما چگونه از طریق پاسخ های فیزیولوژیک ظریف، تجربیات درونی ما را بازتاب می دهد. شناخت این الگوهای بیولوژیکی نه تنها به درک عمیق تر روان انسان کمک می کند، بلکه ابزارهای جدیدی برای تحلیل واکنش های ناخودآگاه در شرایط مختلف فراهم می آورد که در آینده می تواند در زمینه های تشخیصی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
How different negative emotions change the size of your pupils