تحقیقات جدید در مورد ترجیحات شریک بی جنس گرا نشان می دهد که این افراد صمیمیت عاطفی و پیوندهای افلاطونی را به روابط جنسی و تک همسری سنتی ترجیح می دهند و اولویت های متفاوتی در انتخاب شریک زندگی دارند.
تحقیق جدیدی که در مجله Archives of Sexual Behavior منتشر شده، نشون داده که زن های بی جنس گرا دنبال رابطه های عاطفی نزدیک هستن، اما تمایل دارن مدل های غیرسنتی مثل رفاقت های افلاطونی رو به تک همسری سنتی ترجیح بدن. این یافته ها، خصوصا در مورد ترجیحات شریک بی جنس گرا، نشون می دن که وقتی میل جنسی عامل اصلی نباشه، انتظارات از صمیمیت و مشارکت تو رابطه چطور مسیرهای خاص خودش رو دنبال می کنه.
بی جنس گرایی معمولا به این معنی تعریف می شه که فرد کشش جنسی خیلی کم یا اصلا هیچ کششی به دیگران نداره. نکته مهم اینجاست که نداشتن کشش جنسی لزوما به معنی نداشتن کشش عاطفی نیست، چون خیلی از افراد بی جنس گرا هنوز هم تمایل شدیدی به صمیمیت عاطفی دارن.
نویسنده های این تحقیق جدید دنبال این بودن که بهتر بفهمن کشش جنسی چطور روی تصور افراد از یک رابطه ایده آل تاثیر می ذاره. با بررسی ترجیحات شریک بی جنس گرا، محقق ها می تونن ببینن که وقتی کشش جنسی کم یا غایب باشه، انتخاب شریک زندگی و اهداف رابطه چطور تغییر می کنه.
«خیلی از مردم فکر می کنن همه کشش جنسی رو تجربه می کنن و خیلی از تحقیقات قبلی هم کشش جنسی رو به عنوان نیروی محرکه اصلی پشت ترجیحات مربوط به شریک زندگی و رابطه معرفی کردن. اما این وسط افراد بی جنس گرا که کشش جنسی کم یا هیچ کششی رو تجربه نمی کنن، نادیده گرفته می شن.» این ها رو نویسنده تحقیق، پائولا بانگه، دانشجوی دکتری در دانشگاه تیلبورگ توضیح داد.
«این موضوع همچنین این سؤال رو به وجود میاره که چه چیزی فرآیندهای انتخاب شریک رو برای این افراد هدایت می کنه، چون احتمالا کشش جنسی نقش خیلی کمی در زمینه های قرار گذاشتن و رابطه براشون داره. برای پاسخ به این موضوع، ما بررسی کردیم که آیا ترجیحات برای یک شریک زندگی طولانی مدت ایده آل و برای انواع خاص رابطه (مثل روابط سنتی، روابط گذرا، روابط افلاطونی و مجرد موندن) بین زن های بی جنس گرا و دگرجنس گرا متفاوته یا نه. به این ترتیب، امیدوار بودیم درک بهتری از طیف کامل (غیر)جنسی انسان به دست بیاریم.»
تصویر زیر به بررسی ابعاد مختلف گرایش های عاطفی و چگونگی شکل گیری اولویت ها در روابط انسانی اشاره دارد.
![]()
این نمودارها و داده های بصری نشان دهنده تفاوت های کلیدی در انتخاب سبک زندگی بین گروه های مختلف شرکت کننده است.
برای بررسی این تفاوت ها، دانشمندان از داده های «نظرسنجی شریک ایده آل» استفاده کردن که یک پرسشنامه آنلاین بزرگ و چندملیتیه. داده های اولیه شامل 51,775 شرکت کننده بود که به عنوان زن شناخته می شدن؛ 51,328 نفر دگرجنس گرا و 447 نفر بی جنس گرا بودن. میانگین سنی شرکت کننده های دگرجنس گرا 25.13 سال بود، در حالی که شرکت کننده های بی جنس گرا کمی جوون تر و به طور میانگین 24.03 سال داشتن.
مقایسه مستقیم این دو گروه می تونه چالش برانگیز باشه چون ممکنه از نظرهای دیگه مثل سن یا موقعیت جغرافیایی با هم متفاوت باشن که نتایج رو منحرف کنه. برای حل این مشکل، دانشمندان از یک تکنیک آماری به اسم «همتاسازی بر اساس نمره تمایل» استفاده کردن. این روش شامل پیدا کردن یک دوقلوی آماری برای هر شرکت کننده بی جنس گرا با جفت کردن اون ها با یک شرکت کننده دگرجنس گراست که ویژگی های مشابهی مثل سن، کشور محل اقامت، زبان و وضعیت تاهل دارن.
با ایجاد این جفت های کاملا همسان، محقق ها می تونستن مطمئن باشن که هر تفاوتی در ترجیحات رابطه ناشی از گرایش جنسیه نه عوامل بیرونی. فرآیند همتاسازی منجر به سه حجم نمونه کمی متفاوت شد که به بخش خاصی از نظرسنجی که تحلیل می شد بستگی داشت. 646 زن در نمونه گزینه های رابطه، 780 زن در نمونه ترجیحات شریک و 772 زن در نمونه خودارزیابی حضور داشتن.
دانشمندان متوجه شدن که زن های بی جنس گرا علاقه کمتری به روابط صرفا جنسی و روابط تک همسری سنتی دارن. اون ها همچنین در مقایسه با همتایان دگرجنس گرای خودشون، علاقه خیلی کمتری به بچه دار شدن نشون دادن. در عوض، زن های بی جنس گرا بیشتر تمایل داشتن به روابط عاطفی غیرجنسی، مجرد موندن و مشارکت در روابط غیرتک همسری توافقی روی بیارن.
بانگه به سای پست گفت: «یکی از قوی ترین اثرهایی که دیدیم این بود که زن های بی جنس گرا در مقایسه با زن های دگرجنس گرا علاقه کمتری به مادر شدن داشتن. بچه دار شدن اغلب با فرم های سنتی رابطه گره خورده که معمولا شامل رابطه جنسیه – چیزی که ممکنه اولویت زن های بی جنس گرا نباشه.»
«علاوه بر این، پیدا کردن شریکی که فرد بخواد باهاش بچه بزرگ کنه و همچنین حفظ این مشارکت ممکنه برای افراد بی جنس گرا چالش برانگیزتر به نظر برسه، چون ممکنه مجبور بشن سر سطح صمیمیت فیزیکی که باهاش راحت هستن مذاکره کنن، مخصوصا وقتی با یک شریک آلو سکشوال در رابطه باشن. با پیش بینی این چالش ها، زن های بی جنس گرا ممکنه مسیرهای زندگی جایگزین و شاید کمتر مرسوم رو به والد شدن ترجیح بدن.»
بررسی عمیق تر: ترجیحات شریک بی جنس گرا در روابط غیرسنتی
روابط متعهدانه جایگزین به خصوص بین شرکت کننده های بی جنس گرا محبوب بود. این مدل ها اغلب شامل رفاقت های عمیق و افلاطونی هستن که صمیمیت عاطفی رو بدون انتظارات یک رابطه عاشقانه یا جنسی سنتی فراهم می کنن. این نشون می ده که زن های بی جنس گرا هنوز هم دنبال پیوندهای قوی هستن اما ترجیح می دن اون ها رو خارج از انتظارات فرهنگی استاندارد بسازن.
وقتی ازشون خواسته شد یک شریک زندگی طولانی مدت ایده آل رو توصیف کنن، هم زن های بی جنس گرا و هم دگرجنس گرا برای مهربانی، حمایت گری، تحصیلات و هوش ارزش زیادی قائل بودن. هر دو گروه این ویژگی ها رو به عنوان مطلوب ترین خصوصیات رتبه بندی کردن که نشون دهنده یک ترجیح تقریبا همگانی برای حمایت عاطفی و توانایی ذهنیه. با این حال، زن های بی جنس گرا اهمیت خیلی کمتری به ویژگی هایی دادن که با انتظارات سنتی قرار گذاشتن همخوانی داره.
به طور خاص، زن های بی جنس گرا کمتر اهمیت می دادن که شریکشون از نظر فیزیکی جذاب، از نظر جنسی باتجربه، با اعتماد به نفس، جسور یا از نظر مالی مقتدر باشه. در روانشناسی تکاملی، ویژگی هایی مثل امنیت مالی و جذابیت فیزیکی اغلب به عنوان شاخص های تناسب تولیدمثلی و توانایی حمایت از خانواده دیده می شن. کاهش تاکید روی این ویژگی ها به درک بهتر ترجیحات شریک بی جنس گرا کمک می کند، زیرا نشان می دهد که وقتی تولیدمثل و صمیمیت جنسی هدف های اصلی نباشند، عوامل دیگری انتخاب شریک را هدایت می کنند.
این نظرسنجی همچنین از شرکت کننده ها خواست تا ویژگی های شخصی خودشون رو با همون مقیاس رتبه بندی کنن. زن های بی جنس گرا به طور مداوم خودشون رو در تمام ویژگی ها پایین تر از زن های دگرجنس گرا رتبه بندی کردن. اون ها خودشون رو با اعتماد به نفس کمتر، از نظر فیزیکی کمتر جذاب و از نظر جنسی کم تجربه تر می دیدن.
این الگو با تحقیقات قبلی همخوانی داره که نشون میده افراد بی جنس گرا ممکنه تصور منفی تری از بدن خودشون داشته باشن و بیشتر در انزوای اجتماعی باشن. مردم عموما تمایل دارن دنبال شریک هایی بگردن که ویژگی ها و جذابیت کلی شون شبیه خودشون باشه. در نتیجه، این رتبه بندی های پایین تر از خود ممکنه توضیح بده که چرا زن های بی جنس گرا اهمیت کمتری به این ویژگی های خاص در یک شریک ایده آل می دادن.
بانگه گفت: «تجربه های مربوط به صمیمیت متنوع هستن و انتظارات و تمایلات برای مشارکت در رابطه ممکنه وقتی کشش جنسی کم یا غایب باشه، مسیرهای متفاوتی رو طی کنن. یافته های ما در مورد ترجیحات شریک بی جنس گرا نشان می دهد که زن های بی جنس گرا دنبال روابط عاطفی نزدیک هستند اما علاقه کمتری به روابط صرفا جنسی و تک همسری سنتی دارند.
اون ها به مجرد موندن و روابط غیرسنتی مثل رفاقت های افلاطونی و چندهمسری توافقی تمایل بیشتری دارن. همچنین به نظر می رسه که اون ها اهمیت کمتری به ویژگی هایی می دن که اغلب در فرهنگ قرار گذاشتن سنتی بهشون تاکید می شه، مثل جذابیت فیزیکی و اعتماد به نفس.»
یک تفسیر اشتباه احتمالی از این یافته ها اینه که فرض کنیم همه زن های بی جنس گرا دقیقا همون مدل رابطه رو می خوان. بی جنس گرایی خیلی متنوعه و این اصطلاح چتری شامل هویت های متمایز و تفاوت های زیادی در کشش عاطفی می شه.
بانگه اشاره کرد: «در حالی که ما تفاوت های واضحی بین زن های بی جنس گرا و دگرجنس گرا پیدا کردیم، مهمه تشخیص بدیم که تجربه های بی جنس گرایی متنوع هستن و بی جنس گرایی شامل زیرهویت های زیادی می شه.
بعضی از افراد بی جنس گرا هرگز کشش جنسی رو حس نمی کنن، بقیه فقط بعد از ایجاد یک پیوند عاطفی اون رو حس می کنن (مثل افراد دمی سکشوال) و بعضی ها بین بی جنس گرا و باجنس گرا قرار می گیرن (مثل افراد گری -سکشوال). بعضی ها کشش عاطفی رو تجربه می کنن، در حالی که بقیه نه.
ما نمی تونستیم تو مطالعه مون بین این ظرافت های هویت بی جنس گرا تفاوت قائل بشیم، اما این ها احتمالا روی چیزی که فرد در یک شریک و یک رابطه دنبالش می گرده تاثیر می ذارن.» این نکته اهمیت زیادی در درک کامل ترجیحات شریک بی جنس گرا دارد.
این مطالعه محدودیت هایی هم داره، از جمله اینکه محقق ها نمی تونستن در داده هاشون بین این زیرهویت های عاطفی خاص تفاوت قائل بشن. این نظرسنجی بر یک تک سؤال خودارزیابی درباره گرایش جنسی تکیه داشت، بدون اینکه تعریف دقیقی از بی جنس گرایی ارائه بده. این یعنی شرکت کننده ها ممکنه بسته به تجربه های شخصی خودشون از صمیمیت، این برچسب رو متفاوت تفسیر کرده باشن.
علاوه بر این، نمونه تقریبا به طور کامل از زن ها تشکیل شده بود و اکثر شرکت کننده های همسان سازی شده در کشورهای غربی مثل ایالات متحده و آلمان زندگی می کردن. اطلاعات مربوط به قومیت، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و سطح تحصیلات هم در دسترس نبود. تحقیقات آینده باید شامل جمعیت های متنوع تری باشه، به خصوص با تمرکز روی مردها و افرادی با جنسیت های متنوع از پس زمینه های فرهنگی مختلف. این گام ها به روشن تر شدن ترجیحات شریک بی جنس گرا در آینده کمک خواهد کرد.
بانگه توضیح داد: «گسترش تحقیقات آینده برای گنجوندن معیارهای دقیق تر از بی جنس گرایی و ابعاد فرعی اون، مثل گرایش عاطفی، به ما کمک می کنه تا تنوع تجربه های افراد بی جنس گرا رو بهتر ثبت کنیم. به خصوص جالب خواهد بود که ببینیم کشش جنسی و عاطفی، هم به طور جداگانه و هم در ترکیب با هم، چطور بر ترجیحات افراد برای شریک زندگی و رابطه تاثیر می ذاره.»
«فقط بخش کوچکی از جمعیت خودشون رو بی جنس گرا می دونن، اما این گروه کوچک به شدت کم مطالعه شده و بنابراین به درستی درک نشده. از بین بردن این شکاف تحقیقاتی مهمه چون فرض اینکه کشش جنسی همگانیه، تجربه های متنوع رابطه رو نادیده می گیره و هنجارها و چارچوب های سلامتی رو تقویت می کنه که برای همه مناسب نیست. تحقیق درباره بی جنس گرایی دید ما رو نسبت به صمیمیت و رفاه گسترده تر می کنه و ایده های بیش از حد محدود درباره اینکه یک رابطه “خوب” چیه رو به چالش می کشه.» این تحقیقات به ویژه در شناسایی و تحلیل ترجیحات شریک بی جنس گرا ضروری است.
بانگه اضافه کرد: «دوست دارم از همه شرکت کننده هایی که تجربه هاشون رو با ما به اشتراک گذاشتن تشکر کنم.»
مطالعه جامع: درک ترجیحات شریک بی جنس گرا
مطالعه با عنوان «زن های بی جنس گرا چه می خواهند؟ یک مطالعه همتاسازی بر اساس نمره تمایل درباره گزینه های رابطه ترجیحی و ترجیحات شریک ایده آل» توسط پائولا سی. بانگه، لورا جی. بوتزت، آماندا ای. شیا، ویرجینیا جی. ویتزتوم و تانجا ام. گرلاخ نوشته شده.
این تحقیق با تمرکز بر ترجیحات شریک بی جنس گرا به ما یادآوری می کند که صمیمیت لزوما با کشش جنسی گره نخورده است. شناخت مسیرهای متفاوت در روابط انسانی، نه تنها به افراد بی جنس گرا کمک می کند تا هویت خود را بهتر درک کنند، بلکه به جامعه نیز می آموزد که برای انواع مختلف پیوندهای عاطفی و اجتماعی ارزش قائل شود.
Asexual women tend to prioritize different traits in a partner compared to heterosexual women