خانه تازه‌های علم و تحقیق کم اهمیت شمردن آزار مردان در روابط و بررسی چالش های آن
کم اهمیت شمردن آزار مردان در روابط و بررسی چالش های آن

کم اهمیت شمردن آزار مردان در روابط و بررسی چالش های آن

در این مقاله:

تحقیقات جدید نشان می دهند که تمایل عمومی به کم اهمیت شمردن آزار مردان باعث شده تا قربانیان مرد و جامعه LGBTQ+ در روابط سمی نادیده گرفته شوند، که این امر لزوم بازنگری در برنامه های آموزشی و حمایتی را دوچندان می کند.

یه مطالعه جدید که توی مجله Sex Roles منتشر شده، نشون می ده که عموم مردم معمولا خطرات رفتارهای کنترل گرایانه توی رابطه رو وقتی که قربانیان مَرد هستن، به خصوص در زمینه کم اهمیت شمردن آزار مردان، دست کم می گیرن. این تحقیق مدارکی رو ارائه می ده که نشون می ده مردم متمایل هستن سوءاستفاده های عاطفی و روانی رو وقتی علیه زن هاست، جدی تر بگیرن و این باعث می شه مَردها و افراد جامعه LGBTQ+ بیشتر در معرض نادیده گرفته شدن قرار بگیرن. این یافته ها نشون می دن که کلیشه های جنسیتی و نقش حیاتی درک احساسات پسران و مردانگی در سلامت روان هنوز هم روی نحوه درک و واکنش مردم به روابط ناسالم تاثیر می ذارن.

کنترل اجباری یه الگوی رفتاری مداومه که توی اون، یک نفر سعی می کنه روی پارتنرش تسلط پیدا کنه، اون رو منزوی کنه یا بترسونه. این مفهوم فراتر از یه بحث ساده ست و در واقع یه تلاش مستمر برای محدود کردن آزادی و استقلال یه فرده. بیشتر کمپین های آگاهی بخشی عمومی و مطالعات علمی قبلی، بیشتر روی زن هایی تمرکز داشتن که توی روابط با جنس مخالف، این نوع سوءاستفاده رو از طرف مَردها تجربه می کنن. این تمرکز اغلب منجر به کم اهمیت شمردن آزار مردان شده است.

به خاطر این تمرکز محدود، دانشمندان متوجه یه شکاف بزرگ توی درک جامعه نسبت به بقیه قربانی ها شدن. مَردها و افراد جامعه LGBTQ+ هم آمار بالایی از خشونت شریک زندگی رو تجربه می کنن، اما موقع کمک گرفتن با موانع خاصی روبرو می شن. بعضی از رفتارهای کنترل گرایانه حتی مستقیما هویت اقلیت ها رو هدف قرار می دن؛ مثلا وقتی که پارتنر فرد تهدید می کنه که گرایش جنسی اون رو بدون رضایتش به خانواده ش لو می ده.

چالش کم اهمیت شمردن آزار مردان در جامعه

محقق ها می خواستن بفهمن که آیا جنسیت یا گرایش جنسی افراد درگیر، تغییری توی نگاه مردم به شدت سوءاستفاده ایجاد می کنه یا نه، به ویژه در موضوع کم اهمیت شمردن آزار مردان. اونا این مطالعه رو طوری طراحی کردن تا بفهمن آیا مردم عادی وقتی رفتارهای کنترل گرایانه برای مَردها یا افراد در روابط هم جنس اتفاق می افته، اون رو تشخیص می دن یا نه. دانشمندان امیدوار بودن با بررسی این دیدگاه ها، شکاف های موجود توی دانش عمومی رو پیدا کنن و سیستم های حمایتی آینده رو برای همه قربانی ها بهبود ببخشن.

جولی آن جردن، محقق ارشد در مرکز تحقیقاتی IMPACT/شبکه مراقبت مدیریت شده قانونی، گفت: «من از سال 1399 با دکتر سوزان لاگدون از دانشگاه اولستر توی این زمینه کار می کنم. قبلا وقتی سناریوهایی از کنترل اجباری رو به مردم ایرلند شمالی ارائه دادیم، متوجه شدیم که اونا درباره کنترل اجباری واضح (مثلا تهدید به خشونت علیه قربانی) اطلاعات خیلی بیشتری دارن تا فرم های نامحسوس تر (مثلا تشویق قربانی به لباس پوشیدن یا غذا خوردن به شکلی خاص).»

تصویر زیر به خوبی نشان دهنده فشارهای روانی و اجتماعی است که بر قربانیان پنهان آزار خانگی وارد می شود.

کم اهمیت شمردن آزار مردان

این المان بصری بر لزوم تغییر نگاه سنتی جامعه به الگوهای قدرت در روابط و شکستن سکوت قربانیان تاکید دارد.

«ما همچنین متوجه شدیم وقتی از مردم خواسته می شه سناریوهای مربوط به روابط دگرجنس گرا رو بخونن، در مقایسه با قربانیان زن، توی تشخیص خطرات و نیازهای حمایتی قربانیان مَرد ضعیف تر عمل می کنن، که نشان دهنده مشکل کم اهمیت شمردن آزار مردان است. بعد از این مطالعه مقدماتی، خیلی ها از ما پرسیدن که چرا روابط LGBTQ+ رو بررسی نکردیم. به این نکته اشاره شد که قبلا به خوبی ثبت شده که توی روابط LGBTQ+ تاکتیک های خاصی از کنترل اجباری استفاده می شه، مثل تهدید به فاش کردن وضعیت LGBTQ+ فرد بدون رضایتش یا منزوی کردن فرد از جامعه LGBTQ+.»

«ما در ابتدا می خواستیان طیف وسیع تری از انواع روابط رو توی اولین مطالعه مون پوشش بدیم؛ اما به خاطر هزینه های اجرای نظرسنجی، مجبور شدیم تمرکزمون رو به سناریوهایی محدود کنیم که سوءاستفاده گرهای مَرد و زن رو توی روابط دگرجنس گرا توصیف می کردن. خوشبختانه، در سال 1401 تونستیم بودجه ای بگیریم تا مطالعه ای با تمرکز گسترده تر انجام بدیم که نگرش ها نسبت به کنترل اجباری رو هم توی روابط دگرجنس گرا و هم LGBTQ+ بررسی می کنه – و این همون چیزیه که مطالعه فعلی بهش پرداخته.»

برای این مطالعه، دانشمندان نمونه ای شامل 1872 بزرگسال ساکن ایالات متحده رو از طریق یه پلتفرم نظرسنجی آنلاین جذب کردن. میانگین سنی شرکت کننده ها چهل سال بود و تعداد مَردها کمی بیشتر از زن ها بود. به پاسخ دهنده ها به صورت تصادفی سناریوهایی داده شد که انواع مختلفی از زوج های خیالی رو توصیف می کردن.

توی این سناریوها، جنسیت قربانی و سوءاستفاده گر تغییر می کرد و چهار نوع جفت شدن رابطه ای مختلف رو ایجاد می کرد. شرکت کننده ها درباره زنی که توسط یه مَرد مورد سوءاستفاده قرار گرفته، مَردی که توسط یه زن، زنی که توسط یه زن دیگه، یا مَردی که توسط یه مَرد دیگه مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود، مطلبی رو خوندن. برای هر جفت، شرکت کننده ها یک سناریو درباره کنترل اجباری واضح و یک سناریوی دیگه درباره کنترل اجباری نامحسوس تر رو خوندن.

کنترل اجباری واضح شامل رفتارهای شدیدی مثل تهدید به مرگ، جلوگیری از سر کار رفتن پارتنر و در اختیار گرفتن امور مالی اون بود. کنترل اجباری نامحسوس تر شامل دست کاری های ظریف بود، مثل عوض کردن کمد لباس پارتنر، سفارش دادن غذا برای اون و منع کردنش از صحبت با بعضی از دوستاش. شرکت کننده های گروه های روابط هم جنس، یه سناریوی اضافی هم خوندن که جزئیات سوءاستفاده های خاص جامعه LGBTQ+ رو توضیح می داد، مثل منزوی کردن قربانی از محافل اجتماعی LGBTQ+.

بعد از خوندن داستان ها، پاسخ دهنده ها میزان موافقت خودشون رو با ده عبارت خاص با استفاده از یه مقیاس پنج امتیازی رتبه بندی کردن. این عبارت ها می پرسیدن که آیا قربانی در خطر آسیب جسمی یا روحی هست و آیا قربانی باید از بیرون کمک بگیره یا نه. اونا همچنین از شرکت کننده ها خواستن ارزیابی کنن که آیا این اقدامات مصداق سوءاستفاده خانگی هست و آیا این رفتارها باید جرم تلقی بشن یا نه. بعد محقق ها پاسخ ها رو در گروه های مختلف با هم مقایسه کردن تا ببینن جزئیات جمعیت شناختی زوج های خیالی چطور روی نظر مردم تاثیر گذاشته.

نتایج نشون می ده که جنسیت قربانی تاثیر زیادی روی نگاه مردم به رفتارهای کنترل گرایانه داره. وقتی سناریوها سوءاستفاده واضح رو توصیف می کردن، شرکت کننده ها در مقایسه با زمانی که قربانیان مَرد بودن، موافقت بیشتری داشتن که زن ها احساس ترس می کنن و باید این رفتار رو به پلیس گزارش بدن.

تفاوت ها توی افکار عمومی وقتی که سناریوها فرم های نامحسوس تر کنترل رو توصیف می کردن، حتی بیشتر هم شد. توی موقعیت هایی که شامل سوءاستفاده های نامحسوس بود، وقتی قربانی زن بود، شرکت کننده ها خیلی بیشتر احتمال داشت که خطرات عاطفی و جسمی رو تشخیص بدن. اما وقتی یه مَرد قربانی کنترل نامحسوس بود، شرکت کننده ها تمایل داشتن این رفتار رو عادی تر ببینن و اون رو کمتر لایق دخالت پلیس بدونن، که باز هم مصداق کم اهمیت شمردن آزار مردان است.

جنسیت سوءاستفاده گر نسبت به جنسیت قربانی، تاثیر کمتری روی افکار عمومی داشت. با این حال، مردم وقتی که سوءاستفاده گر مَرد بود، خطر آسیب جسمی رو کمی بالاتر می دیدن. دانشمندان اشاره کردن که این اثر ترکیبی به این معنیه که مَردی که سوءاستفاده نامحسوس رو از طرف یه زن تجربه می کنه، کمترین میزان نگرانی و تشخیص رو از طرف مردم دریافت می کنه.

جردن به سای پست گفت: «توی تحقیق ما، مردم در مقایسه با قربانیان زن، کمتر احتمال داشت فکر کنن مَردانی که کنترل اجباری رو تجربه می کنن، آسیب منفی می بینن و باید کمک بگیرن. این موضوع به وضوح مشکل کم اهمیت شمردن آزار مردان را نشان می دهد. در حالی که کنترل اجباری روی افراد از هر جنسیت و گرایش جنسی تاثیر منفی می ذاره – هر کسی می تونه قربانی باشه.»

وقتی گرایش جنسی پاسخ دهنده های نظرسنجی بررسی شد، محقق ها مشاهده کردن افرادی که خودشون رو LGBTQ+ معرفی کردن، نسبت به پاسخ دهنده های دگرجنس گرا، نگرانی کمتری درباره کنترل اجباری نشون دادن. شرکت کننده های LGBTQ+ بیشتر تمایل داشتند رفتارهای کنترل گرایانه رو عادی ببینن و کمتر اونا رو به عنوان اعمال مجرمانه در نظر بگیرن.

جردن گفت: «ما متعجب و نگران شدیم که به نظر می رسه اعضای جامعه LGBTQ+ کمتر از خطرات مرتبط با کنترل اجباری آگاه هستن. این ممکنه به این دلیل باشه که کمپین های پیام رسانی عمومی در طول تاریخ، سوءاستفاده خانگی رو به عنوان یه مسئله “دگرجنس گرایانه” نشون دادن. در نبود اطلاعات شفاف درباره اینکه چه چیزی توی روابط مناسبه، افراد جامعه LGBTQ+ ممکنه دانش محدودی درباره انتظاراتشون از رابطه داشته باشن و رفتارهای نامناسب ممکنه براشون “عادی” بشه.»

جردن گفت که این یافته ها تاکید می کنن که «هر کسی می تونه قربانی کنترل اجباری باشه، و این شامل مَردها و افراد LGBTQ+ هم می شه. اگه نگران هستید که خودتون دارید کنترل رو تجربه می کنید، یا نگرانید که یکی از دوستاتون یا اعضای خانواده تون قربانی کنترل اجباری باشه، لطفا برای مشاوره با سازمان های حمایت از خشونت خانگی محلی تماس بگیرید.»

این مطالعه چند تا محدودیت هم داره. چون این تحقیق به نظرسنجی های خوداظهاری متکی بود، ممکنه بعضی از شرکت کننده ها پاسخ هاشون رو تغییر داده باشن تا از نظر اجتماعی پذیرفته تر به نظر بیان. علاوه بر این، سناریوهای مطالعه فقط افرادی رو شامل می شد که هویت جنسیتی شون با جنسی که موقع تولد براشون تعیین شده بود، یکی بود.

چون هویت جنسیتی و گرایش جنسی پیچیده هستن، دانشمندان نتونستن همه زیرگروه های جامعه LGBTQ+ رو توی یه مطالعه واحد بگنجونن. تحقیقات آینده باید با هدف گنجوندن سناریوهایی شامل افراد ترنس جندر و نان باینری انجام بشه تا ببینیم مردم سوءاستفاده رو توی اون روابط خاص چطور می بینن. جمع آوری نمونه های بزرگ تر از گروه های اقلیت خاص کمک می کنه تا شفاف بشه که جوامع مختلف چطور سوءاستفاده خانگی رو درک و تجربه می کنن.

در آینده، محقق ها قصد دارن از این اطلاعات برای ایجاد منابع آموزشی بهتر استفاده کنن. اونا در حال حاضر دارن یه برنامه آموزشی رو توسعه می دن که برای آموزش پویایی های رابطه سالم به جوان ها طراحی شده. با مجهز کردن جوان ها به درک بهتر از کنترل اجباری، دانشمندان امیدوارن از سوءاستفاده های آینده جلوگیری کنن و به چالش کم اهمیت شمردن آزار مردان بپردازند و مطمئن بشن که همه قربانی ها می دونن چطور کمک پیدا کنن.

جردن به سای پست گفت: «من عضو تیمی توی یه برنامه تحقیقاتی به رهبری دکتر سوزان لاگدون هستم که هدفش توسعه برنامه آموزشی رابطه سالم برای جوانان (HYAR) هست. این برنامه آموزشی طوری طراحی شده که توسط سازمان های محلی ارائه بشه و شامل یه اپلیکیشن برای تقویت محتوای هفتگیه که طیف متنوعی از روابط رو پوشش می ده.»

«ما قبلا از جوان ها، والدین و متخصص ها درباره محتوا و قالب این برنامه آموزشی مشاوره گرفتیم (150،000 پوند که در سال 1401 اختصاص داده شد) و در حال حاضر در حال درخواست بودجه برای اجرای یه آزمایش برای ارزیابی اثربخشی برنامه آموزشی HYAR هستیم. در نهایت هدف ما اینه که از HYAR استفاده کنیم تا جوان ها رو به مهارت ها و اعتمادبه نفسی که برای داشتن روابط سالم و جلوگیری از قربانی شدن در کنترل اجباری نیاز دارن، مجهز کنیم.»

مطالعات بیشتر و راه حل هایی برای کم اهمیت شمردن آزار مردان

این مطالعه با عنوان «نگرش های بزرگسالان ایالات متحده نسبت به کنترل اجباری به عنوان تابعی از جنسیت قربانی و سوءاستفاده گر و گرایش جنسی پاسخ دهنده»، توسط جولی آن جردن، نیام هرست، کلر مک کارتان، دانیل مک فادن، سیاران شانون، کوین اف. دبلیو. دایر و سوزان لاگدون نوشته شده است.

شناخت دقیق ریشه های رفتارهای کنترلی و شکستن کلیشه های جنسیتی، گامی اساسی در حمایت از تمامی قربانیان خشونت خانگی است. با افزایش آگاهی عمومی و ارائه ابزارهای آموزشی به نسل جوان، می توان امیدوار بود که عدالت و حمایت روانی برای همه افراد، فارغ از جنسیت و هویتشان، به شکلی برابر فراهم شود و مسیر برای روابطی سالم تر در جامعه هموار گردد.

People view coercive control in relationships as less harmful when the victim is a man

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: آوریل 9, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما