استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت نیازمند مدیریت آگاهانه منابع ذهنی و راهبردهای فراشناختی کارکنان است تا به خروجی های نوآورانه واقعی منجر شود.
یه مطالعه جدید که در Journal of Applied Psychology منتشر شده، نشون می ده که هوش مصنوعی مولد می تونه خلاقیت کارمندا رو در محیط های حرفه ای تقویت کنه. اما این تحقیقات نشون می ده که این ابزارها فقط زمانی باعث افزایش خروجی های نوآورانه می شن که کارکنان از استراتژی های ذهنی خاصی برای مدیریت فرآیندهای فکری خودشون استفاده کنن، که این همان استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت است.
هوش مصنوعی مولد یه نوع فناوریه که می تونه محتوای جدیدی مثل متن، تصویر یا کدهای کامپیوتری تولید کنه. مدل های زبانی بزرگ مثل ChatGPT یا جمنایِ گوگل از مجموعه داده های عظیم برای پیش بینی و تولید پاسخ های شبیه به انسان برای دستورات مختلف استفاده می کنن. سازمان ها معمولا با این انتظار از این ابزارها استفاده می کنن که به کارمندا کمک کنن تا ایده های نو و مفیدی به ذهنشون برسه. خیلی از مدیران فکر می کنن که دسترسی به فناوری های پیشرفته به طور خودکار باعث می شه نیروی کار نوآورتری داشته باشن.
با این حال، نظرسنجی های اخیر نشون می ده که فقط بخش کوچیکی از کارکنان حس می کنن این ابزارها واقعا کار خلاقانه شون رو بهتر کرده. محققان این مطالعه جدید رو انجام دادن تا ببینن آیا این فناوری واقعا کمک کننده هست یا نه و اینکه چه فاکتورهای خاصی اون رو موثر می کنه. اونا همچنین می خواستن ببینن این ابزارها در یه محیط اداری واقعی که آدما همزمان چندین پروژه رو مدیریت می کنن، چطور عمل می کنن. بیشتر مطالعات قبلی در این زمینه در محیط های مصنوعی و فقط با یه وظیفه خاص و جداگانه انجام شده بود.
«وقتی ChatGPT در آبان 1401 عرضه شد، هوش مصنوعی مولد سریعا وارد گفتگوهای روزمره شد. خیلی از شرکت ها برای ادغام ابزارهای هوش مصنوعی مولد در گردش کارشون عجله کردن، چون انتظار داشتن این کار باعث خلاقیت بیشتر کارمندا بشه و در نهایت به سازمان یه مزیت رقابتی بده.» این ها رو نویسنده مطالعه، شوهوا سان (Shuhua Sun)، که کرسی استادی کارآفرینی در مدرسه کسب وکار فریمن دانشگاه تولین رو داره، گفته.
«چیزی که برای ما جالب بود، این بود که شواهد مستقیم خیلی کمی برای حمایت از این انتظارات وجود داشت، مخصوصا در محیط های کاری واقعی. مطالعات اولیه در آزمایشگاه ها و محیط های آنلاین ظاهر شدن، اما نتایجشون ضد و نقیض بود. حتی عجیب تر این بود که تقریبا هیچ آزمایش میدانی تصادفی وجود نداشت که بررسی کنه هوش مصنوعی مولد واقعا چه تاثیری بر خلاقیت کارمندا در حین کار داره.»
«همزمان، شرکت های مشاوره شروع به انتشار نظرسنجی های گسترده ای درباره پذیرش هوش مصنوعی مولد کردن. این گزارش ها نشون می داد که فقط درصد کمی از کارمندا حس می کردن استفاده از هوش مصنوعی مولد اونا رو خلاق تر کرده. این موضوع در کنار نتایج ضد و نقیض آزمایشگاهی، یه سوال ساده اما مهم رو برای ما ایجاد کرد: اگه قرار بود هوش مصنوعی مولد خلاقیت رو تقویت کنه، چرا به نظر می رسده فقط به بعضی از کارمندا کمک می کنه و نه به همه؟ اون کارمندا دارن چه کار متفاوتی انجام می دن؟»
«این سوال هسته اصلی پروژه ما رو شکل داد. بنابراین، به جای اینکه فقط بپرسیم آیا هوش مصنوعی مولد خلاقیت رو تقویت می کنه یا نه، می خواستیم بفهمیم چطور این کار رو می کنه و برای چه کسانی موثره. با این سوالات، یه تئوری توسعه دادیم و اون رو با استفاده از یه آزمایش میدانی تصادفی در یه محیط سازمانی واقعی تست کردیم.»
نقش هوش مصنوعی در تقویت خلاقیت؛ بررسی استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت
محققان برای انجام آزمایش میدانی شون با یه شرکت مشاوره فناوری در چین همکاری کردن. این شرکت محیط ایده آلی بود چون کارهای مشاوره ای نیاز داره که کارمندا برای مشتری های مختلف، راه حل های منحصربه فردی پیدا کنن. این مطالعه شامل 250 کارمند غیرمدیریتی از بخش هایی مثل فناوری، فروش و اداری بود. میانگین سنی شرکت کننده ها حدود 30 سال بود و اکثرشون مدرک دانشگاهی داشتن.
محققان کارمندا رو به طور تصادفی به دو گروه تقسیم کردن. گروه اول به اکانت های ChatGPT دسترسی پیدا کردن و بهشون آموزش داده شد که چطور از این ابزار برای کارهای روزمره شون استفاده کنن. گروه دوم به عنوان گروه کنترل عمل کردن و در طول مطالعه به نرم افزار هوش مصنوعی دسترسی نداشتن. برای اینکه آزمایش عادلانه باشه، شرکت به گروه اول گفت که این فناوری برای کمک به اون هاست، نه برای جایگزین شدنشون.
این آزمایش حدود یک هفته طول کشید. در این مدت، محققان بررسی کردن که گروه آزمایش چقدر از اکانت های جدیدشون استفاده می کنن. در پایان هفته، محققان داده ها رو از چندین منبع جمع آوری کردن تا تاثیر این ابزار رو اندازه گیری کنن. اونا از نظرسنجی هایی استفاده کردن تا از کارمندا درباره تجربیات کاری و عادت های فکری شون بپرسن.
اونا همچنین از سرپرست های مستقیم کارمندا خواستن که به عملکرد خلاقانه اونا امتیاز بدن. این سرپرست ها نمی دونستن کدوم کارمندا دارن از ابزار هوش مصنوعی استفاده می کنن. علاوه بر این، محققان از دو ارزیاب خارجی استفاده کردن تا ایده های خاص تولید شده توسط کارمندا رو قضاوت کنن. این ارزیاب ها بدون اینکه بدونن کی ایده ها رو نوشته، میزان نوآوری و مفید بودن اونا رو بررسی کردن.
محققان «منابع شغلی شناختی» رو بررسی کردن، یعنی ابزارها و فضای ذهنی که آدما برای انجام کارهای پیچیده بهشون نیاز دارن. این شامل داشتن اطلاعات کافی و توانایی جابه جایی بین کارهای سخت و آسون می شه، موضوعی که با تحقیقات جدید درباره هوش و اتصالات مغزی و کارایی مغز همخوانی دارد و نشان می دهد ظرفیت های ذهنی چگونه بر عملکرد ما تاثیر می گذارند.
کسی که استراتژی های فراشناختی بالایی داره، ممکنه قبل از شروع یه کار، مراحلش رو برنامه ریزی کنه. اونا همچنین تمایل دارن پیشرفت خودشون رو چک کنن و اگه به اندازه کافی جلو نرفتن، رویکردشون رو تغییر بدن. این مطالعه نشون داد که ابزار هوش مصنوعی منابع شناختی در دسترس کارمندا رو افزایش داده. این ابزار بهشون کمک کرد اطلاعات رو سریع پیدا کنن و اجازه داد انرژی ذهنی شون رو موثرتر مدیریت کنن.
نتایج نشون می ده کارمندانی که به این فناوری دسترسی داشتن، به طور کلی امتیازهای خلاقیت بالاتری از سرپرست هاشون گرفتن. ارزیاب های خارجی هم به ایده های تولید شده توسط این گروه، امتیازهای بالاتری برای نوآوری دادن. شواهد نشون می ده که این ابزار زمانی بیشترین تاثیر رو داشته که کارکنان از قبل استراتژی های فراشناختی قوی تری داشتن. این کارمندا می تونستن از فناوری برای پر کردن شکاف های خاص در دانش خودشون استفاده کنن و به این ترتیب استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت رو به نمایش بذارن.
برای کارمندایی که از این استراتژی های فکری استفاده نمی کردن، این ابزار خروجی خلاقانه شون رو به طرز قابل توجهی بهتر نکرد. به نظر می رسید این افراد در استفاده از فناوری برای به دست آوردن منابع جدید، ضعیف تر عمل می کنن. مطالعه نشون می ده که این ابزار مواد خام برای خلاقیت رو فراهم می کنه، اما خودِ کارمند باید بدونه چطور این فرآیند رو هدایت کنه. به طور خاص، کارمندایی که وضعیت ذهنی خودشون رو مانیتور می کردن، می دونستن کی از ابزار برای استراحت یا تغییر وظیفه استفاده کنن.
این توانایی برای جابه جایی وظایف خیلی مهمه چون باعث می شه فرد در یه مسیر فکری خاص گیر نکنه. وقتی فناوری بخش های روتین کار رو انجام می داد، فضای ذهنی بیشتری به کارمندا می داد تا روی حل مسائل پیچیده تمرکز کنن. محققان متوجه شدن که اثر مثبت فناوری زمانی معنادار می شه که استفاده کارمند از استراتژی های فکری به سطح خاصی برسه. پایین تر از اون حد، ابزار مزیت مشخصی برای خلاقیت نداشت.
چگونه استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت به نتیجه می رسد؟
رویکرد شناختی به خلاقیت می گه که رسیدن به ایده های جدید، یه فرآیند ذهنی برای جستجو در حوزه های مختلف دانشه. آدما باید تیکه های اطلاعات رو پیدا کنن و بعد اون ها رو به روش هایی که قبلا امتحان نشده، با هم ترکیب کنن. این فرآیند می تونه خیلی طاقت فرسا باشه چون آدما زمان و انرژی ذهنی محدودی دارن. محققان به این موضوع «بارِ دانش» می گن.
پیدا کردن، پردازش و درک اطلاعات جدید از حوزه های مختلف، تلاش زیادی می طلبه. اگه کسی تمام انرژی اش رو فقط صرف جمع آوری حقایق کنه، ممکنه نیروی کافی برای خلاق بودن نداشته باشه. هوش مصنوعی می تونه با بر عهده گرفتن وظیفه جستجو و خلاصه کردن اطلاعات، کمک کنه. این کار به کارمند انسانی اجازه می ده روی وظیفه سطح بالای ترکیب اون حقایق و تبدیلشون به یه چیز جدید تمرکز کنه، که این اساس استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت است.
فراشناخت در واقع یعنی فکر کردن درباره طرز تفکر خودمون. این شامل این می شه که فرد نسبت به چیزی که می دونه و چیزی که نمی دونه آگاه باشه. وقتی کارمندی از استراتژی های فراشناختی استفاده می کنه، مثل یه مربی برای مغز خودش عمل می کنه. اونا از خودشون می پرسن که آیا نقشه فعلی شون جواب می ده یا باید راه دیگه ای رو امتحان کنن.
این مطالعه نشون می ده که همین خودآگاهی باعث می شه فرد بتواند از هوش مصنوعی به طور موثر استفاده کند. به جای اینکه فقط هر چی کامپیوتر می گه رو قبول کنن، یه متفکر استراتژیک از این ابزار برای تست کردن ایده های خاص استفاده می کنه. تحلیل های آماری نشون داد که ابزار هوش مصنوعی فضای بیشتری برای فکر کردن در اختیار کارمندا قرار می ده، که نتیجه ی استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت است. این فضای ذهنیِ اضافی از دسترسی بهتر به دانش و فرصت های بیشتر برای استراحت ذهنی به دست اومده.
محققان از یه روش خاص به اسم تحلیل چندسطحی استفاده کردن تا نحوه سازماندهی کارمندا در بخش ها و تیم های مختلف رو در نظر بگیرن. این کار کمک می کنه تا مطمئن بشن یافته ها تحت تاثیر یه بخش یا مدیر خاص منحرف نشده. محققان همچنین بررسی کردن که آیا عوامل دیگه ای مثل عملکرد شغلی گذشته یا اعتمادبه نفس نقشی داشتن یا نه. حتی وقتی این متغیرها رو در نظر گرفتن، پیوند بین استراتژی های فکری و استفاده موثر از هوش مصنوعی قوی باقی موند.
داده ها نشون داد که تاثیر مثبت این ابزار بر خلاقیت برای کسانی که تفکرشون رو خوب مدیریت می کردن، کاملا زیاد بود. برای کسانی که در اون زمینه امتیاز پایینی داشتن، ابزار تقریبا هیچ تاثیری بر عملکرد خلاقانه شون نداشت. برای تست خلاقیت به طور خاص، محققان از شرکت کننده ها خواستن یه مشکل واقعی رو حل کنن. اونا باید پیشنهاداتی برای محافظت از حریم خصوصی کارمندا در یه دفتر دیجیتال ارائه می دادن.
این کار نیاز به حداقل 70 کاراکتر برای پاسخ داشت. طراحی شده بود تا ببینن آیا شرکت کننده ها می تونن به راه های نوآورانه ای برای جلوگیری از نشت اطلاعات یا نظارت بیش از حد مدیریت فکر کنن یا نه. ارزیاب های خارجی بعدا به این پاسخ ها بر اساس میزان اصالت و مفید بودن امتیاز دادن. این کار نگاه عینی تری به خلاقیت داشت تا اینکه فقط از یه سرپرست نظر بخوان.
«سان» به PsyPost گفت: «نکته اصلی اینه که هوش مصنوعی مولد به طور خودکار آدما رو خلاق تر نمی کنه. صرفا فراهم کردن دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی کافی نیست و در بسیاری از موارد مزیت خلاقانه کمی داره. یافته های ما نشون می ده که ارزش خلاقانه هوش مصنوعی به این بستگی داره که آدما در طول فرآیند خلاقیت چطور با اون تعامل می کنن. افرادی که به طور فعال درک خودشون رو مانیتور می کنن و آگاهانه تصمیم می گیرن چه زمانی و چطور از هوش مصنوعی استفاده کنن، از نظر خلاقیت بیشتر سود می برند. این همان استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت است.»
«در مقابل، تکیه بر هوش مصنوعی به روشی خودکار و بدون تامل، خروجی های خلاقانه ضعیف تری تولید می کنه. برای یه فرد معمولی، پیام ساده است: هوش مصنوعی زمانی به خلاقیت کمک می کنه که متفکرانه استفاده بشه. مکث کردن برای فکر کردن به چیزی که نیاز دارید، تصمیم گیری درباره اینکه هوش مصنوعی کی می تونه مفید باشه و شکل دهی فعالانه به خروجی اون به صورت مرحله به مرحله، چیزیه که دستاوردهای خلاقانه رو از نتایج معمولی متمایز می کنه و به استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت منجر می شود.»
مثل همه تحقیقات، محدودیت هایی هم وجود داره که باید در نظر گرفت. محققان به گزارش های خودِ کارمندا درباره استراتژی های فکری شون تکیه کردن، که گاهی می تونه غیردقیق باشه. این مطالعه همچنین در یه شرکت واحد در یه کشور خاص انجام شده. مردم در فرهنگ های مختلف ممکنه به روش های متفاوتی با هوش مصنوعی تعامل داشته باشن.
تحقیقات آینده می تونه بررسی کنه که استفاده طولانی مدت از این ابزارها چطور بر مهارت های انسانی تاثیر می گذاره. این احتمال وجود داره که تکیه بیش از حد به فناوری در طول زمان، آدما رو کمتر مستقل کنه. محققان همچنین ممکنه بررسی کنن که پویایی تیم چطور بر نحوه استفاده آدما از این ابزارها تاثیر می ذاره. بعضی از محیط های اداری ممکنه عادت های فکری بهتری رو نسبت به بقیه تشویق کنن.
همچنین مفید خواهد بود که ببینیم آیا مزایای این ابزارها در طول چندین ماه به رشد خودش ادامه می ده یا در نهایت متوقف می شه. این سوالات با ادامه تغییر روش کار توسط فناوری، مهم خواهند بود. یافته ها نشون می ده که صرفا خرید نرم افزارهای جدید برای نوآورتر کردن یه شرکت کافی نیست. سازمان ها باید آموزش کارکنانشون رو برای آگاهی بیشتر از فرآیندهای فکری خودشون هم در نظر بگیرن تا استفاده هوشمند از هوش مصنوعی برای خلاقیت محقق شود.
از اونجایی که مزایای هوش مصنوعی به عادت های فکری کارمند بستگی داره، آموزش های نرم افزاریِ عمومی ممکنه کافی نباشه. در عوض، برنامه ها ممکنه نیاز داشته باشن روی نحوه تحلیل یه وظیفه و چگونگی نظارت بر پیشرفت خود تمرکز کنن. این مهارت های فراشناختی اغلب در توسعه حرفه ایِ سنتی نادیده گرفته می شن. محققان اشاره کردن که این مهارت ها رو می شه از طریق تمرین های کوتاه آموزش داد. برخی از این تمرین ها شامل فکر کردن به موفقیت های گذشته یا تمرین روش های جدید برای برنامه ریزی یک روز کاری هستن.
این مطالعه با عنوان «چطور و برای چه کسانی استفاده از هوش مصنوعی مولد بر خلاقیت تاثیر می گذارد: یک آزمایش میدانی» توسط شوهوا سان، ژویی آنجلینا لی، ماو-در فو، جینگ ژو و جکسون جی. لو نوشته شده.
در نهایت باید گفت که تلفیق توانمندی های تکنولوژی با مهارت های خودمدیریتی انسان، کلید اصلی موفقیت در دنیای مدرن است. سازمان هایی که به جای تمرکز صرف بر ابزارها، بر پرورش تفکر استراتژیک و آگاهی ذهنی نیروهای خود سرمایه گذاری می کنند، بیشترین بهره را از پتانسیل های بی نظیر هوش مصنوعی خواهند برد.
AI boosts worker creativity only if they use specific thinking strategies