خانه تازه‌های علم و تحقیق نقش ناهماهنگی شناختی در توجیه باورها و وفاداری طرفداران ترامپ
نقش ناهماهنگی شناختی در توجیه باورها و وفاداری طرفداران ترامپ

نقش ناهماهنگی شناختی در توجیه باورها و وفاداری طرفداران ترامپ

در این مقاله:

تحقیقات جدید نشان می دهد که افراد در مواجهه با اطلاعات متناقض با دیدگاه های سیاسی خود، از مکانیسم های ناهماهنگی شناختی برای توجیه باورها استفاده می کنند تا از پریشانی روانی جلوگیری کنند.

مطالعه ای که به تازگی در مجله روان شناسی اجتماعی و سیاسی منتشر شده، نشون می ده که چطور طرفدارای دونالد ترامپ با وجود اطلاع از اتهامات مربوط به سوءرفتار جنسی و فعالیت های غیرقانونی اون، همچنان به حمایتشون ادامه می دن. این تحقیق نشون می ده که وقتی آدما با اطلاعاتی روبرو می شن که با باورهای عمیقشون در تضاد هست، سعی می کنن با انکار اتهامات، تمرکز روی سیاست ها به جای رفتار شخصی، یا ادعای اینکه سیاستمدارای دیگه هم کارهای مشابهی انجام می دن، ناراحتی ذهنیشون رو کم کنن. این روش ها به افراد کمک می کنند تا توجیه باورهای خود را حفظ کنند.

دانشمندان این تحقیق رو برای درک یک پویایی سیاسی خاص شروع کردن. اونا متوجه شدن که دونالد ترامپ حتی بعد از مواجهه با اتهامات شدید، از جمله روایت های سوءرفتار جنسی، سوءاستفاده از قدرت و تلاش برای تغییر نتایج انتخابات 2020 که به حمله 17 دی 1399 (6 ژانویه) به ساختمان کنگره ختم شد، همچنان حمایت گسترده ای داره. برای اینکه بفهمن رای دهنده ها چطور با این اطلاعات متناقض کنار می آن، محققان این وضعیت رو با استفاده از مفهوم روان شناختی «ناهماهنگی شناختی» بررسی کردن.

سیندی هارمون-جونز، مدرس ارشد دانشکده روان شناسی در دانشگاه وسترن سیدنی و نویسنده این مطالعه، می گه: «انگیزه من از تجربه های واقعی زندگی شکل گرفت. من از حمایت و تحسین مداوم طرفداران دونالد ترامپ نسبت به اون، با وجود اتهامات متعدد مبنی بر تجاوز جنسی، فساد و سایر فعالیت های غیراخلاقی و غیرقانونی، متعجب و گیج شده بودم. می خواستم به این طرفدارها فرصتی بدم تا با زبون خودشون توضیح بدن که چرا ازش حمایت می کنن.»

«همچنین می خواستم از زاویه ناهماهنگی شناختی به پاسخ های اونا نگاه کنم. تئوری ناهماهنگی شناختی می گه وقتی آدما باورهای متضادی دارن، یعنی هر دو ایده نمی تونن هم زمان درست باشن، احساس ناراحتی می کنن. این ناراحتی اونا رو وادار می کنه تا تلاش ذهنی کنن تا باورهاشون رو با هم هماهنگ کنن. برای من جالب بود که ببینم مردم چطور حمایتشون رو از ترامپ، وقتی اتهامات علیه اون رو به یادشون می آریم، توجیه می کنن.» این موضوع به پیچیدگی توجیه باورها در ذهن انسان اشاره دارد.

به عبارت دیگه، باور به اینکه یک رهبر خوبه و در عین حال شنیدن اینکه همون رهبر کار بدی انجام داده، باعث ایجاد اصطکاک ذهنی می شه. برای رهایی از این ناراحتی، آدما معمولا طرز فکرشون رو تغییر می دن تا این دو ایده متضاد رو کنار هم بگنجونن و توجیه باورهای خود را حفظ کنند.

توجیه باورها در رویارویی با ناهماهنگی شناختی

مطالعات آزمایشگاهی گذشته در مورد ناهماهنگی شناختی معمولا به شرکت کننده ها فقط یک گزینه محدود برای رفع ناراحتی شون می داد. دانشمندان این تحقیق رو طوری طراحی کردن که ببینن مردم وقتی در توضیح دلیلشون آزاد باشن، چطور واکنش نشون می دن. اونا می خواستن طیف گسترده تری از واکنش ها رو به اطلاعاتی که باورها رو نقض می کنه، ثبت کنن.

اولین مطالعه در مهر 1398 (اکتبر 2019)، کمی قبل از اینکه مجلس نمایندگان آمریکا ترامپ رو به خاطر سوءاستفاده از قدرت استیضاح کنه، انجام شد. دانشمندان 128 بزرگسال آمریکایی رو از یک پلتفرم نظرسنجی آنلاین جذب کردن که حداقل تمایل کمی به ترامپ داشتن. شرکت کننده ها یا یک مقاله خبری خنثی درباره کاوش های فضایی یا مقاله ای با جزئیات اتهامات سوءرفتار جنسی علیه رئیس جمهور رو خوندن.

بعد از اون، محققان سوالات بازی رو درباره علت حمایتشون از رئیس جمهور پرسیدن. رایج ترین دلیل داده شده برای حمایت از ترامپ، وضعیت اقتصادی بود. شرکت کننده ها همچنین به سبک ارتباطی اون، توانمندی اش و وضعیتش به عنوان یک فرد خارج از دنیای سیاست اشاره کردن.

سپس دانشمندان پرسیدن که شرکت کننده ها با توجه به اتهامات منتشر شده، چطور حمایتشون رو توجیه می کنن. این فرآیند پیچیده توجیه باورها، سه پاسخ اصلی برای رفع ناراحتی روانی خودشون ارائه داد. رایج ترین واکنش، که توسط بیش از نیمی از گروه ارائه شد، بیان صریح این مطلب بود که اونا اتهامات رو باور نمی کنن.

تقریبا یک سوم پاسخ دهنده ها توضیح دادن که به جای زندگی شخصی اون، به سیاست هایش اهمیت می دن. یک سوم دیگه هم با ادعای اینکه سیاستمداران دیگه و افراد ثروتمند هم مرتکب کارهای مشابهی می شن، موضع خودشون رو توجیه کردن. برخی از شرکت کننده ها بیش از یکی از این توجیه ها رو به کار بردن.

هارمون-جونز به سای پست گفت: «از دیدن اینکه بسیاری از شرکت کننده ها از ادبیات بسیار مشابهی استفاده می کردن، تعجب کردم. اونا عبارات ترامپ مثل “اخبار جعلی” و “تخلیه مرداب” رو تکرار می کردن.»

دو روز بعد از رای مجلس به استیضاح ترامپ در آذر 1398 (دسامبر 2019)، محققان مطالعه دومی رو انجام دادن. اونا گروه جدیدی شامل 173 طرفدار رو جذب کرده و دقیقا همون مراحل رو تکرار کردن. وقتی ازشون پرسیده شد چرا از ترامپ حمایت می کنن، مسائل اقتصادی و سیاست های خاص، رایج ترین پاسخ ها بود.

توجیهات برای سوءرفتارهای ادعایی اون دقیقا مشابه مطالعه اول بود. شرکت کننده ها تا حد زیادی اتهامات رو انکار کردن، به سیاست های اون اشاره کردن یا خاطرنشان کردن که دیگران هم رفتار مشابهی دارن. یک دسته جدید از پاسخ ها هم در این گروه ظاهر شد؛ حدود 15 درصد از پاسخ دهنده ها به وضوح اعلام کردن که اصلا به این کارهای ادعایی اهمیتی نمی دن.

مطالعه سوم در مهر 1401 (اکتبر 2022)، درست بعد از احضار ترامپ به دادگاه به خاطر دخالت در حمله 17 دی به ساختمان کنگره انجام شد. دانشمندان 187 شرکت کننده رو که در انتخابات 2020 به ترامپ رای داده بودن، جذب کردن. این افراد مقاله ای رو خوندن که خلاصه ای از جلسات استماع عمومی درباره حوادث 17 دی بود.

بعد از خوندن خلاصه، شرکت کننده ها به سوالاتی درباره اینکه اطلاعات چقدر دقیق بوده و آیا باعث ناراحتی شون شده یا نه، پاسخ دادن. این مرحله به محققان اجازه داد تا ناراحتی عاطفی واقعی ناشی از ناهماهنگی شناختی رو اندازه بگیرن. سپس شرکت کننده ها پاسخ های بازی نوشتن و توضیح دادن که چطور حمایتشون رو با گزارش های مربوط به دخالت غیرقانونی در انتخابات تطبیق می دن.

نتایج مطالعه سوم بازتاب دهنده یافته های قبلی بود، هرچند شرکت کننده ها حتی بیشتر به ناباوری تکیه کردن. بیش از 60 درصد پاسخ دهنده ها ادعا کردن که اتهامات مربوط به دخالت در انتخابات و حمله به ساختمان کنگره دروغ هست. اقلیت کوچکی از شرکت کننده ها، حدود 13 درصد، اشاره کردن که در گذشته از ترامپ حمایت می کردن اما بعد از اطلاع از کارهای اون، دیگه این کار رو انجام نمی دن.

محققان رابطه ای مثبت بین احساس ناراحتی از مقاله خبری و ابراز ناباوری به اتهامات پیدا کردن. شرکت کننده هایی که سطح بالاتری از ناراحتی ذهنی رو تجربه کردن، بیشتر احتمال داشت ادعا کنن که اتهامات ساختگی هست. این نشون می ده که انکار فقط یک رد ساده اطلاعات نیست، بلکه واکنشی مستقیم به پریشانی روانی ناشی از ناهماهنگی شناختی هست که به توجیه باورها منجر می شود.

راهکارهای روان شناختی برای توجیه باورها

از دیدگاه روان شناسی، این پاسخ ها نشون دهنده راه های جدیدی برای کاهش اصطکاک ذهنی هستن. برای مثال، این بحث که زندگی شخصی یک سیاستمدار مهم نیست، راهی برای جداسازی مفهومی یا طبقه بندی اطلاعات متناقض هست. با بی ربط جلوه دادن سوءرفتار شخصی نسبت به رهبری سیاسی، افراد می تونن تنش ذهنی خودشون رو با موفقیت از بین ببرن.

هارمون-جونز گفت: «افراد دیگه ای که برای درک علت حمایت طرفداران ترامپ از اون تلاش می کنن، ممکنه به نحوه توضیح اونا علاقه مند باشن. رایج ترین راه این بود که می گفتن اتهامات رو باور نمی کنن. توجیه های رایج دیگه این بود که اونا به سیاست هاش اهمیت می دن نه زندگی شخصی اش، و اینکه همه سیاستمدارها و مردان ثروتمند مرتکب اعمال غیرقانونی و غیراخلاقی می شن. برخی از شرکت کننده ها هم گفتن که اصلا به این اتهامات اهمیتی نمی دن.»

«این یافته ها همچنین ممکنه مردم رو به این فکر بیندازه که خودشون وقتی با اطلاعاتی روبرو می شن که با یک باور مهمشون در تضاد هست، چه واکنشی نشون می دن. آیا با کنجکاوی به اطلاعات جدید نزدیک می شن یا اگه باعث ناراحتی شون بشه، اون رو رد می کنن؟ در نهایت، این سوال مطرح می شود که چگونه می توان فرآیند توجیه باورها را در جامعه بهبود بخشید و با در نظر گرفتن تاثیر باورها بر نتایج علمی و نقش عقاید سیاسی، به سمت حقیقت گرایی حرکت کرد.»

چند نکته رو باید در نظر گرفت. محققان اشاره می کنن که این مطالعات بر نمونه های آنلاین متکی هستن که ممکنه کاملا نشون دهنده کل جمعیت ایالات متحده نباشه. یک تفسیر اشتباه احتمالی از یافته ها اینه که فرض کنیم طرفدارها فقط حقایق رو بدون هیچ چالش درونی نادیده می گیرن. اما داده ها خلاف این رو نشون می دن و ثابت می کنن که ناراحتی عاطفی به طور فعالی باعث رد اطلاعات منفی می شه.

هارمون-جونز افزود: «برخی ممکنه فکر کنن این یافته ها به خاطر ناهماهنگی نیست و شرکت کننده ها به سادگی اطلاعات رو باور نکردن. با این حال، در مطالعه سوم از مردم پرسیده شد که آیا اطلاعات مربوط به اتهامات سوءرفتار ترامپ با باورهای اونا در تضاد هست یا نه و اگه هست، چقدر از این اطلاعات ناراحت شدن. هرچه بیشتر می گفتن ناراحت شدن، احتمال اینکه بگن اتهامات رو باور ندارن بیشتر بود. ما این رو به این معنا تفسیر کردیم که اون شرکت کننده ها در حال تجربه ناهماهنگی بودن و فقط با خونسردی اطلاعات رو رد نمی کردن.»

هارمون-جونز همچنین اشاره کرد که در حال حاضر، «یافته های ما فقط در مورد طرفداران دونالد ترامپ صدق می کنه. با این حال، نمی دونیم که آیا این موضوع در همه جا صادق هست یا نه. آیا طرفداران باراک اوباما یا بیل کلینتون هم اگه از اتهامات مشابه علیه اونا باخبر می شدن، واکنش مشابهی نشون می دادن؟ این موضوعی هست که باید آزمایش بشه.»

تحقیقات آینده باید بررسی کنن که آیا دفاع های شناختی مشابه در طول دوره های پرشور انتخابات هم اتفاق می افته یا خیر. دانشمندان همچنین امیدوارن راه هایی برای تلطیف این موانع ذهنی پیدا کنن تا افراد بتونن نسبت به اطلاعاتی که جهان بینی اونا رو به چالش می کشه، پذیواتر باشن و نیاز به توجیه باورها به شکل افراطی کاهش یابد.

مطالعه «واکنش ها به اطلاعات متضاد با باور: توجیه حمایت از دونالد ترامپ»، توسط سیندی هارمون-جونز، رابین آر. ویلارد، توماس اف. دنسون و ادی هارمون-جونز نوشته شده.

شناخت دقیق این فرآیندهای ذهنی به ما کمک می کند تا بفهمیم چرا تغییر نگرش در مسائل ریشه دار سیاسی تا این حد دشوار است. درک بهتر ناهماهنگی شناختی و تلاش برای کاهش سوگیری های ناشی از آن، می تواند گامی موثر در جهت تقویت گفتگوهای سازنده و پذیرش واقعیت های چالش برانگیز در سطح جامعه باشد.

Cognitive dissonance helps explain why Trump supporters remain loyal, new research suggests

نویسنده:
تاریخ بروزرسانی: آوریل 11, 2026
چقدر از این مقاله رضایت داشتید؟
good عالی
mid متوسط
bad ضعیف

دیدگاه شما