تحقیقات اخیر نشان می دهد که تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه باعث می شود افراد شایعاتی را که رقبایشان را هدف قرار می دهند، راحت تر بپذیرند و در عین حال تئوری های علیه گروه خود را رد کنند.
یه مطالعه جدید که تو روان شناسی سیاسی (Political Psychology) منتشر شده نشون می ده که تمایل کلی یه نفر به باور کردن توطئه ها، به خوبی پیش بینی می کنه که اون شخص چقدر شایعات سیاسی خاص رو قبول می کنه، اما این موضوع بیشتر وقتی صدق می کنه که اون شایعات به رقبای سیاسیش حمله کنن. این تحقیق ثابت می کنه که ویژگی های روان شناختی، یافته های جدید درباره عملکرد مغز و ارتباط موثر با وفاداری های سیاسی دست به دست هم می دن تا تعیین کنن مردم چی رو باور می کنن. این یافته ها کمک می کنن بفهمیم چطور شکاف های سیاسی باعث گسترش اطلاعات غلط می شن و تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه چقدر عمیقه.
عوامل موثر بر باور توطئه و تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه
تحقیقات قبلی دو عامل پیش بینی کننده جداگونه رو برای این باورها شناسایی کرده بودن. اول اینکه آدم ها سطوح متفاوتی از «تفکر توطئه محور» دارن، که یه تمایل روان شناختی کلیه برای اینکه فرض کنن نیروهای مخفی و پلید دارن رویدادهای جهان رو کنترل می کنن.
دوم اینکه مردم تمایل دارن از گروه های سیاسی خودشون حمایت کنن. اونا معمولا تئوری هایی رو می پذیرن که رقبای سیاسیشون رو مقصر می دونه و تئوری هایی که طرف خودشون رو متهم می کنه، رد می کنن. محققان این مطالعه رو طراحی کردن تا ببینن آیا این دو عامل جداگونه واقعا با هم تعامل دارن و چه تاثیری سوگیری سیاسی بر باور توطئه داره یا نه.
دانشمندها حدس می زدن که تفکر توطئه محور عمومی ممکنه زمانی اثر قوی تری داشته باشه که یه شایعه با تعصبات سیاسی فرد همسو باشه. مردم به طور طبیعی می خوان از اعتبار گروه خودشون محافظت کنن و در عین حال بدترین تصورات رو در مورد رقباشون داشته باشن. به خاطر همین تعصب طبیعی، محققان انتظار داشتن افرادی که به شدت مستعد تفکر توطئه محور هستن، با اشتیاق شایعات مربوط به رقباشون رو باور کنن. این موضوع به خوبی تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه را نشان می دهد.
اومر یائیر، نویسنده مطالعه و پژوهشگر موسسه آزادی و مسئولیت در مدرسه حکمرانی، دیپلماسی و استراتژی لادر در دانشگاه رایشمن، می گه: «من یه دانشمند علوم سیاسی هستم که به تئوری های توطئه، به خصوص تئوری های توطئه جناحی که شامل احزاب، سیاستمدارها و گروه های ایدئولوژیک می شه، علاقه دارم.»
در ادامه، پژوهشگران به بررسی دقیق تر داده های جمع آوری شده از جوامع مختلف پرداختند تا الگوهای رفتاری رایج را شناسایی کنند.
![]()
این تصویر شمایی کلی از فرآیند تحلیل داده ها در مطالعات روان شناسی سیاسی و اجتماعی را ارائه می دهد.
«و توی چند سال گذشته مقالات زیادی خوندم که نشون می دادن هم ترجیحات سیاسی، مثل وابستگی حزبی، و هم “تفکر توطئه محور” (یا همون ذهنیت توطئه)، یعنی تمایل مردم به باور کردن تئوری های توطئه، هر کدوم به طور مستقل باور به تئوری های توطئه جناحی رو توضیح می دن.
من تعجب می کردم که آیا ترکیب یا تعامل این دو عامل مهم، می تونه بهتر توضیح بده که چه کسانی بیشتر احتمال داره این تئوری های توطئه جناحی رو باور کنن. یه جستجوی کوتاه تو منابع علمی نشون داد که هیچ حمایت تجربی برای چنین تعاملی وجود نداره، بنابراین ما داده هایی رو از چندین نظرسنجی جمع آوری کردیم و حمایت ثابتی برای فرضیه تعاملمون پیدا کردیم.»
برای بررسی این موضوع، دانشمندها داده های نظرسنجی شش مطالعه مختلف رو تحلیل کردن. دو تا از این مطالعات در ایالات متحده و چهار تا در اسرائیل انجام شد. در مجموع، نمونه ترکیبی شامل 10,765 شرکت کننده بزرگسال بود.
توی این نظرسنجی ها از شرکت کننده ها درباره 61 تئوری توطئه مختلف سوال شد. 30 مورد از این تئوری ها ماهیت سیاسی داشتن، به این معنی که شخصیت ها یا احزاب سیاسی خاصی رو به توطئه های مخفی متهم می کردن. 31 تئوری دیگه غیرسیاسی بودن، مثل شایعاتی درباره اطلاعات پنهان در مورد موجودات فضایی یا درمان های مخفی برای بیماری ها.
اولین نظرسنجی ایالات متحده شامل 2,021 بزرگسال بود و در بهار 1400 انجام شد. تو این نظرسنجی درباره 12 تئوری سیاسی و 27 تئوری غیرسیاسی از شرکت کننده ها سوال شد. این نمونه طوری طراحی شده بود که نماینده جمعیت بزرگسال آمریکا از نظر سن، جنسیت، نژاد و درآمد باشه.
موارد سیاسی شامل شایعاتی مثل این بود که جمهوری خواهان انتخابات ریاست جمهوری قبلی رو دزدیدن یا باراک اوباما برای رئیس جمهور شدن، تابعیت خودش رو جعل کرده. موارد غیرسیاسی موضوعاتی رو پوشش می دادن که یک حزب سیاسی خاص رو هدف قرار نمی دادن؛ مثلا شایعاتی مبنی بر اینکه یک درصدِ نخبگان اقتصاد رو کنترل می کنن یا اینکه خطرات غذاهای اصلاح شده ژنتیکی از مردم پنهان نگه داشته می شه.
دومین نظرسنجی ایالات متحده شامل 2,765 بزرگسال بود و در تیر 1403 انجام شد. این نظرسنجی به طور خاص روی دو تئوری سیاسی در مورد سوءقصد اخیر به جان دونالد ترامپ، نامزد ریاست جمهوری، تمرکز داشت.
در اسرائیل، چهار نظرسنجی اصلی شامل مجموعا 5,979 بزرگسال بود که بین بهمن 1401 و فروردین 1404 انجام شد. تو این نظرسنجی ها درباره 16 تئوری سیاسی و چهار تئوری غیرسیاسی سوال شد.
تئوری های اسرائیلی روی رقابت سیاسی بین طرفداران نخست وزیر بنیامین نتانیاهو و طرفداران گروه سیاسی مخالف تمرکز داشت. برای مثال، یکی از تئوری ها می گفت که مقامات امنیتی عمدا اطلاعات مربوط به حملات 7 اکتبر (15 مهر 1402) حماس رو از نخست وزیر پنهان کردن.
توی هر شش مطالعه، دانشمندها تفکر توطئه محور عمومی شرکت کننده ها رو با استفاده از یه مقیاس استاندارد چهار سوالی اندازه گیری کردن. شرکت کننده ها میزان موافقت خودشون رو با جملاتی اعلام می کردن که می گفت افراد ناشناسی به طور مخفیانه کشور رو کنترل می کنن یا رویدادهای بزرگ نتیجه توطئه های پنهان هستن.
محققان همچنین میزان باور شرکت کننده ها به تئوری های خاص رو اندازه گیری کردن. اونا پاسخ ها رو با هم تجمیع کردن تا رابطه آماری بین ذهنیت توطئه محور عمومی یک فرد، هویت سیاسی اون و باورش به شایعات خاص رو آزمایش کنن.
یافته های کلیدی درباره تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه
محققان دریافتند که تفکر توطئه محور عمومی به شدت باور به تئوری های توطئه سیاسی رو پیش بینی می کنه، اما این رابطه به شدت به همسویی سیاسی بستگی داره. وقتی یه تئوری، رقبای سیاسی یک فرد رو به تخلف متهم می کرد، تمایل درونی اون فرد به باور توطئه ها به شدت فعال می شد. توی این موقعیت ها، افرادی که به شدت توطئه اندیش بودن، به احتمال خیلی زیاد شایعه رو باور می کردن. این یافته ها به روشنی تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه را نشان می دهند.
اما وقتی یه تئوری، گروه سیاسی خود فرد رو به یه توطئه مخفی متهم می کرد، اثر تفکر توطئه خیلی ضعیف تر بود. حتی افرادی که تمایل زیادی به باور توطئه های پنهان داشتن، اگه شایعه ای باعث می شد طرف خودشون بد به نظر برسه، خیلی کمتر احتمال داشت که اون رو باور کنن.
محققان اشاره کردن که قوی ترین تعامل در طول انتخابات 2024 (1403) ایالات متحده رخ داده، یعنی زمانی که تنش های سیاسی به شدت بالا بوده.
یائیر به PsyPost گفت: «نتایج ما ترکیبی جالب از تمایلات روان شناختی و ترجیحات سیاسی رو نشون می ده. یعنی این فقط سیاستِ آدما یا فقط تمایلات روان شناختیشون نیست که روی پذیرش تئوری های توطئه جناحی اثر می ذاره، بلکه ترکیبی از هردوئه.» این به وضوح نشان می دهد که تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه یک پدیده چندوجهی است.
«فکر می کنم افراطی ترین مثالی که تو داده های ما وجود داره، مربوط به باور به تئوری توطئه ایه که طبق اون عوامل دموکرات پشت سوءقصد به دونالد ترامپ در تیر 1403 در پنسیلوانیا بودن. بر اساس تحلیل ما، کمتر از 10 درصد از جمهوری خواهانی که کمترین سطح توطئه اندیشی رو داشتن این تئوری رو باور کردن، در حالی که تقریبا 80 درصد از جمهوری خواهانی که بالاترین سطح توطئه اندیشی رو داشتن، اون رو پذیرفتن.»
دانشمندها همچنین فهمیدن که این تعامل فقط در مورد شایعات سیاسی صدق می کنه. وقتی به تئوری های غیرسیاسی نگاه می کنیم، مثل اطلاعات پنهان درباره اشیاء پرنده ناشناس (UFO) یا غذاهای اصلاح شده ژنتیکی، وابستگی سیاسی تاثیری روی میزان تفکر توطئه محور نداشت. یه جمهوری خواه به شدت توطئه اندیش و یه دموکرات به شدت توطئه اندیش به یک اندازه احتمال داشت که این شایعات خنثی رو باور کنن.
داده ها همچنین برخی تفاوت های جغرافیایی بین دو کشور رو نشون دادن. یائیر گفت: «ما داده هایی هم از ایالات متحده و هم از اسرائیل داشتیم و من از دیدن تفاوت های خاص بین این دو کشور کمی تعجب کردم. ما فهمیدیم که اثر تفکر توطئه بر باورهای توطئه آمیز در ایالات متحده به طور مداوم قوی تر بود، در حالی که تئوری های توطئه در اسرائیل “سیاسی تر” بودن؛ به این معنی که اختلافات جناحی پایه (یعنی بین طرفداران گروه های رقیب که کمترین سطح تفکر توطئه رو داشتن) در اسرائیل به طور مداوم قوی تر بود. به عنوان یه اسرائیلی، این موضوع برام خیلی جالب بود.»
«فکر می کنم دو نتیجه گیری اصلی وجود داره: اول اینکه حتی افرادی که “توطئه اندیش” هستن و تمایل دارن تئوری های توطئه زیادی رو باور کنن، احتمالا واکنش مشابهی به تئوری های توطئه ای که رقیب سیاسی شون رو متهم می کنه و تئوری هایی که گروه خودشون رو متهم می کنه، نشون نمی دن. بلکه اونا بیشتر تئوری های توطئه ای رو باور می کنن که مخالفان رو متهم می کنه تا تئوری هایی که گروه خودشون رو زیر سوال می بره.» این نشان دهنده پیچیدگی تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه است.
یائیر توضیح داد: «دوم اینکه، همه اعضای یک گروه حزبی یا ایدئولوژیک لزوما تئوری های توطئه ای که رقبای سیاسی شون رو متهم می کنه باور نمی کنن. بلکه اون دسته از اعضای گروه که “توطئه اندیش” هستن و تمایل به باور این تئوری ها دارن، بیشترین احتمال رو داره که چنین تئوری هایی رو قبول کنن؛ بقیه اعضای گروه خیلی کمتر.»
اگرچه این تحقیق شواهدی برای این تعامل روان شناختی و سیاسی ارائه می ده، اما دانشمندها به چند محدودیت هم اشاره کردن. داده ها فقط از دو کشور به دست اومده، بنابراین ممکنه این الگوها در سایر نقاط جهان متفاوت باشه.
علاوه بر این، ماهیت مشاهداتی نظرسنجی ها به این معنیه که محققان نمی تونن علیت معکوس رو به طور کامل رد کنن. این احتمال وجود داره که باور به شایعات خاص باعث افزایش تفکر توطئه محور عمومی در فرد بشه، هرچند محققان این موضوع رو بعید می دانند.
مرز بین تئوری های سیاسی و غیرسیاسی هم می تونه مبهم باشه. شایعه ای که امروز کاملا بی ارتباط به سیاست به نظر می رسه، ممکنه فردا عمیقا به یه حزب سیاسی خاص گره بخوره و این موضوع طبقه بندی کامل این باورها رو سخت می کنه.
یائیر گفت که تحقیقات آینده می تونه این ایده ها رو در زمینه های اجتماعی دیگه، مثل درگیری های گروهی بر اساس نژاد، جنسیت یا ملیت آزمایش کنه. مطالعات تجربی که نحوه ارائه یه شایعه رو تغییر می دن هم می تونن به تایید این یافته ها کمک کنن. این پژوهش های آینده می توانند ابعاد جدیدی از تاثیر سوگیری سیاسی بر باور توطئه را روشن کنند.
در نهایت، درک این موضوع که باورهای ما چگونه توسط هویت های گروهی و تمایلات ذهنی شکل می گیرند، برای مقابله با موج اطلاعات غلط ضروری است. آگاهی از اینکه سوگیری های جناحی می تواند حتی منطقی ترین افراد را به سمت پذیرش تئوری های بی اساس سوق دهد، گامی مهم برای ایجاد جامعه ای آگاه تر است.
New study reveals how political bias conditions the impact of conspiracy thinking