با وجود اینکه استفاده از شاهدانه طبی برای سلامت روان و ترک اعتیاد خیلی پرطرفدار شده، یه بررسی جدید و گسترده نشون می ده که مدرک خیلی کمی وجود داره که این محصولات واقعا به درمان اکثر این بیماری ها کمک کنن. این تحلیل جامع فاش می کنه که با اینکه داروهای بر پایه شاهدانه ممکنه برای چند تا مشکل خاص تسکین مختصری ایجاد کنن، اما وضعیت بیماری هایی مثل افسردگی یا اضطراب رو بهتر نمی کنن. در واقع، یافته ها به وضوح نشان می دهند که کانابیس: کمکی به روان نمی کند و در عوض خطر عوارض جانبی بیشتری دارد. این یافته ها اخیرا در مجله ی The Lancet Psychiatry منتشر شده است.
کانابیس؛ کمکی به روان نمی کند – بررسی شواهد
کانابینوئیدها ترکیبات شیمیایی فعالی هستن که در گیاه شاهدانه پیدا می شن. معروف ترین اون ها تتراهیدروکانابینول (THC) هست که باعث اون حالت «نئشگی» مرتبط با ماری جوآنا می شه، و دومی هم کانابیدیول (CBD) هست که یه ترکیب غیرمست کننده است و اغلب به عنوان یه محصول سلامتی فروخته می شه. در سال های اخیر، تعداد زیادی از مردم برای مدیریت سلامت روانشون سراغ این مواد رفتن.
در ایالات متحده و کانادا، حدود 27 درصد از افراد بین 16 تا 65 سال گزارش دادن که از شاهدانه به دلایل پزشکی استفاده می کنن. حدود نیمی از این افراد هم دقیقا برای درمان مشکلات سلامت روان سراغش می رن. در استرالیا هم تایید نسخه های داروهای کانابینوئیدی به شدت بالا رفته، که اغلب برای شرایط روانی و اعتیاد تجویز می شن.
این افزایش ناگهانی در مصرف، خیلی فراتر از شواهد پزشکی بوده. محققان می خواستن بدونن آیا تجویز این محصولات گیاهی و دارویی واقعا از نظر علمی توجیه داره یا نه. جک ویلسون، محققی در دانشگاه سیدنی استرالیا، تیمی رو رهبری کرد تا بررسی کنن که آیا این درمان ها واقعا جواب می دن و آیا ایمن هستن یا نه.
تیم تحقیقاتی تلاش کرد تا در زمانی که استفاده بالینی در حال گستره، شفاف سازی کنه. اون ها متوجه یه شکاف بزرگ بین تعداد دفعات تجویز این محصولات و شواهد علمیِ پشتیبانشون شدن، به خصوص با توجه به این یافته که برای بسیاری از شرایط، کانابیس: کمکی به روان نمی کند. برای پر کردن این شکاف، ویلسون و همکاراش تصمیم گرفتن تمام بهترین داده های موجود در چهار دهه گذشته رو جمع آوری و ارزیابی کنن.
در ادامه این مطلب، تصویری را مشاهده می کنید که نمایی از تحقیقات انجام شده بر روی گیاه شاهدانه و مشتقات آن را به تصویر می کشد.
![]()
این تصویر نشان دهنده گستردگی مطالعاتی است که در نهایت به این نتیجه رسیدند که استفاده خودسرانه از این ترکیبات لزوما نتایج مثبتی برای ذهن ندارد.
برای اینکه بفهمن آیا کانابینوئیدها مؤثر هستن یا نه، محققان یه مرور سیستماتیک و متآنالیز (فرا-تحلیل) انجام دادن. مرور سیستماتیک یعنی جستجو در پایگاه های داده علمی بزرگ برای جمع آوری هر مطالعه ای که مجموعه ای از معیارهای سختگیرانه رو داشته باشه. بعدش هم در متآنالیز، داده های عددیِ تمام اون مطالعات جداگانه رو در یک مدل آماری بزرگ با هم ترکیب می کنن.
ترکیب داده ها به این روش به محققان اجازه می ده تا تصویر کلی رو ببینن. این کار نسبت به نگاه کردن به یک مطالعه به تنهایی، ایده خیلی واضح تری از تاثیر واقعی یک درمان بهشون می ده. برای این پروژه، تیم تحقیقاتی دنبال کارآزمایی های کنترل شده تصادفی گشت که بین دی 1358 تا اردیبهشت 1404 منتشر شده بودن.
کارآزمایی کنترل شده تصادفی، بالاترین استاندارد تحقیقات علمی برای آزمایش درمان های پزشکی محسوب می شه. در این مطالعات، شرکت کننده ها به صورت تصادفی تقسیم می شن تا یا درمانی که داره آزمایش می شه رو دریافت کنن یا یک دارونما. دارونما یه ماده غیرفعاله، مثل قرص شکر، که دقیقا شبیه داروی اصلی به نظر می رسسه اما هیچ تاثیر فیزیکی نداره.
محققان در نهایت 54 مورد از این کارآزمایی ها رو جمع آوری کردن که در مجموع 2477 شرکت کننده داشتن. اون ها به طور خاص دنبال کارآزمایی هایی بودن که در اون ها یک وضعیت سلامت روان یا اختلال سوءمصرف مواد، دلیل اصلی درمان بود. اون ها ارزیابی کردن که کانابینوئیدها چقدر علائم رو کاهش دادن و هرگونه عوارض جانبی ناخواسته مثل سرگیجه یا حالت تهوع رو هم پیگیری کردن.
چرا کانابیس؛ کمکی به روان نمی کند؟ یافته های کلیدی
نتایج برای اکثر شرایط سلامت روان از نظر آماری معنادار نبود. داده ها هیچ فایده واقعی ای برای افرادی که با انواع اضطراب دلبستگی و کنترل هیجان، اختلالات روان پریشی یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دست و پنجه نرم می کنن، نشون نداد. این شواهد قویا نشان می دهد که کانابیس: کمکی به روان نمی کند در این موارد. همچنین هیچ کارآزمایی تصادفی در دسترسی نبود که شاهدانه رو به عنوان درمان اصلی افسردگی آزمایش کرده باشه.
این نبودِ مدرک به ویژه از این جهت مهمه که اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه از رایج ترین دلایلی هستن که مردم سراغ شاهدانه طبی می رن. محققان همین کمبود فایده رو برای اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و اختلال دوقطبی هم پیدا کردن. در کارآزمایی هایی که درمان های اختلال کم توجهی-بیش فعالی (ADHD) رو آزمایش می کردن، بهبودها از نظر آماری معنادار نبود. در واقع، در این زمینه ها، شواهد نشان داد که کانابیس: کمکی به روان نمی کند.
برای اختلالات خوردن هم یافته ها به همین شکل ضعیف بودن. دو مطالعه روی افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی (آنورکسیا) انجام شد؛ اختلالی که با ترس شدید از افزایش وزن شناخته می شه. محققان هیچ تفاوت واقعی در افزایش وزن یا سطح فعالیت بدنی بین کسانی که کانابینوئید مصرف کرده بودن و کسانی که دارونما گرفته بودن، پیدا نکردن.
تیم تحقیقاتی همچنین سراغ اختلالات سوءمصرف مواد رفت؛ یعنی زمانی که فرد نمی تونه مصرف دارو یا مادی رو متوقف کنه، با وجود اینکه باعث مشکلات سلامتی و اجتماعی براش شده. اون ها هیچ فایده ای برای درمان اعتیاد به مواد مخدر (اوپیوئیدها) یا وابستگی به دخانیات پیدا نکردن. در واقع، برای افرادی که اختلال مصرف کوکائین داشتن، نتایج نشون داد که مصرف کانابینوئیدها در واقع میل اون ها به کوکائین رو افزایش داده.
ویلسون در بیانیه اخیرش درباره این تحقیق به این خطر خاص اشاره کرد. اون هشدار داد که نباید از یک دارو برای همه اعتیادها استفاده کرد. اون گفت: «با این حال، وقتی از شاهدانه طبی برای درمان افراد مبتلا به اختلال مصرف کوکائین استفاده شد، میل اون ها به مصرف بیشتر شد. این یعنی نباید برای این منظور در نظر گرفته بشه و ممکنه در واقع وابستگی به کوکائین رو بدتر کنه.»
این تحلیل چند حوزه رو پیدا کرد که در اون ها کانابینوئیدها فواید بالقوه ای داشتن، هرچند کیفیت شواهد به طور کلی پایین در نظر گرفته شد. یکی از این حوزه ها، درمان خودِ اختلال مصرف شاهدانه بود. افراد مبتلا به این وضعیت برای کنترل مصرف ماری جوآنای خودشون مشکل دارن.
داده ها نشون داد که استفاده از ترکیبات داروییِ تتراهیدروکانابینول و کانابیدیول به کاهش علائم ترک و کاهش مقدار کل شاهدانه ای که فرد مصرف می کنه، کمک کرده. ویلسون این رو با سایر درمان های اعتیاد مقایسه کرد. اون گفت: «درست مثل روشی که از متادون برای درمان اختلال مصرف مواد مخدر استفاده می شه، داروهای شاهدانه هم ممکنه بخشی از یک درمان موثر برای افراد مبتلا به اختلال مصرف شاهدانه باشن. وقتی این داروها در کنار روان درمانی استفاده شدند، نشون دادن که مصرف سیگاریِ شاهدانه رو کاهش می دن.»
حوزه دیگه ای که بهبود جزئی نشون داد، درمان اختلالات تیک و سندرم تورت بود. این شرایط باعث حرکات یا صداهای صوتی ناگهانی و غیرقابل کنترل می شن. شرکت کننده هایی که ترکیبی از تتراهیدروکانابینول و کانابیدیول دریافت کرده بودن، نسبت به کسانی که دارونما خورده بودن، کاهش شدت تیک هاشون رو تجربه کردن.
محققان همچنین به اختلال طیف اوتیسم نگاهی انداختن، یه وضعیت رشدی که روی نحوه ارتباط و تعامل افراد با دنیا تاثیر می ذاره. در طول دو مطالعه، کانابینوئیدها با کاهش برخی از ویژگی های مرتبط با اوتیسم مرتبط بودن. با این حال، محققان هشدار دادن که این مطالعات خاص ریسک بالایی از سوگیری داشتن، یعنی نحوه طراحی یا گزارش آزمایش ها ممکنه نتایج رو منحرف کرده باشه.
مشکلات خواب هم وضعیت دیگه ای بود که در اون کانابینوئیدها امیدوارکننده ظاهر شدن. بین افراد مبتلا به بی خوابی، مصرف هر نوع کانابینوئیدی منجر به افزایش زمان کل خواب شد. این موضوع هم توسط دستگاه های الکترونیکی ردیاب خواب و هم توسط خودِ شرکت کننده ها که در دفترچه های خوابشون می نوشتن، اندازه گیری شد.
با وجود این چند نکته مثبت، داده های ایمنی نگرانی هایی رو ایجاد کرد. شرکت کننده هایی که کانابینوئید مصرف می کردن، نسبت به گروه های دارونما بیشتر احتمال داشت که عوارض جانبی عمومی رو تجربه کنن. به ازای هر هفت نفری که با این داروها درمان شدن، یک نفرِ اضافه عوارضی مثل خشکی دهان، حالت تهوع یا اسهال رو تجربه کرد.
محققان خاطرنشان کردن که این داروها احتمال وقوع عوارض جانبی جدی رو افزایش ندادن. عوارض جانبی جدی، مشکلات پزشکی شدیدی هستن که ممکنه نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشن یا تهدید بزرگی برای سلامتی باشن. همچنین افرادی که کانابینوئید مصرف می کردن، نسبت به کسانی که دارونما می گرفتن، بیشتر از مطالعات انصراف ندادن.
ویلسون حتی با وجود مشخصات عوارض جانبی نسبتا خفیف، درباره پیامدهای گسترده تر این یافته ها هشدار داد. اون اشاره کرد که درمان های اثبات نشده خطرات پنهانی دارن. اون گفت: «اگرچه مقاله ما به طور خاص به این موضوع نپرداخته، اما استفاده روتین از شاهدانه طبی ممکنه با بدتر کردن نتایج سلامت روان، برای مثال افزایش خطر علائم روان پریشی و ایجاد اختلال مصرف شاهدانه، و همچنین به تاخیر انداختن استفاده از درمان های موثرتر، بیشتر از اینکه فایده داشته باشه، ضرر برسونه.» این یعنی در بسیاری از موارد، کانابیس: کمکی به روان نمی کند و حتی ممکن است مضر باشد.
چند نکته احتیاطی وجود داره که باید موقع تفسیر این نتایج در نظر گرفت. مطالعاتی که در این بررسی گنجونده شدن اغلب خیلی کوچیک بودن، که نتیجه گیری قطعی رو سخت تر می کنه. محققان همچنین اشاره کردن که بسیاری از کارآزمایی ها ریسک بالایی از سوگیری داشتن، اغلب به این دلیل که شرکت های تولیدکننده محصولات شاهدانه در تامین بودجه یا اجرای مطالعات نقش داشتن.
علاوه بر این، این بررسی فقط به نتایج طولانی ترین دوره پیگیری در هر مطالعه نگاه کرده. این یعنی ممکنه برخی فواید یا مضرات کوتاه مدت رو که در اوایل فرآیند درمان رخ داده، از دست داده باشن. این تحلیل همچنین به دلیل نبود داده در مورد اینکه آیا این درمان ها روی مردان و زنان تاثیر متفاوتی دارن، محدود بود.
در آینده، محققان بر نیاز به مطالعات با طراحی بهتر تاکید کردن. کارآزمایی های آینده باید شامل گروه های بزرگ تری از شرکت کننده ها باشن تا نتایج شفاف تر و دقیق تری ارائه بدن. دانشمندان همچنین باید مطالعاتی انجام بدن که از نفوذ صنعت آزاد باشن تا اطمینان حاصل بشه که یافته ها کاملا مستقل هستن.
تا زمانی که شواهد بهتری به دست بیاد، محققان از متخصصان پزشکی می خوان که خیلی محتاط باشن. نتایج این مطالعه به وضوح نشان داد که در اکثر موارد، کانابیس: کمکی به روان نمی کند و باید در تجویز آن دقت شود. اون ها امیدوارن که کارشون راهنمای روش های تجویز ایمن تر باشه.
ویلسون گفت: «مطالعه ما یک ارزیابی جامع و مستقل از فواید و خطرات داروهای شاهدانه ارائه می ده که ممکنه به پزشکان کمک کنه تا تصمیمات مبتنی بر شواهد بگیرن و اطمینان حاصل کنن که بیماران درمان های موثری دریافت می کنن و در عین حال آسیب ناشی از محصولات شاهدانه غیرموثر یا ناایمن رو به حداقل برسونن. این یافته ها به خصوص اهمیت دارند، چرا که نشان می دهند کانابیس: کمکی به روان نمی کند در بسیاری از کاربردهای رایج.»
این مطالعه با عنوان «اثربخشی و ایمنی کانابینوئیدها برای درمان اختلالات روانی و اختلالات سوءمصرف مواد: یک مرور سیستماتیک و متآنالیز» توسط جک ویلسون، اولیویا دابسون، اندرو لانگ کیک، پالکش میشرا، زکری برایانت، جانی لیونگ، دانیل داوسون، میفانوی گراهام، ماری تیسون، تام پی فریمن، وین هال، گری سی کی چان و امیلی استاکینگز نوشته شده است.
در پایان، باید توجه داشت که تکیه بر درمان های غیررسمی و اثبات نشده می تواند مسیر بهبودی بیماران را طولانی تر کند. یافته های علمی جدید بر این موضوع تاکید دارند که سلامت روان نیازمند مداخلات دقیق و مبتنی بر شواهد است تا از بروز عوارض جانبی ناخواسته جلوگیری شود و بیمار به بهترین نتیجه ممکن دست یابد.
A massive review reveals cannabis falls short in treating psychiatric disorders