پژوهش های جدید نشان می دهند که چگونه توانایی افراد در مدیریت عدم قطعیت و تحمل ابهام با روانشناسی و انتخاب سیاسی آن ها گره خورده و بر تمایل به ایدئولوژی های راست افراطی اثر می گذارد.
یه مطالعه جدید که در نشریه «شخصیت و تفاوت های فردی» (Personality and Individual Differences) منتشر شده، نشون می ده که توانایی یه آدم برای مدیریت موقعیت های نامطمئن، توی انتخاب های سیاسی ش نقش داره. این تحقیق شواهدی رو ارائه می ده که نشون می ده افرادی که با ابهام مشکل دارن، معمولا به سمت ایدئولوژی های سختگیرانه کشیده می شن، که این خودش احتمال حمایت از احزاب سیاسی راست افراطی رو در اون ها بالا می بره. این یافته ها نشون می دن که چطور واکنش های روانی اولیه به دنیای پیچیده امروزی، می تونه جریان های سیاسی بزرگ تر رو شکل بده. این موضوعات ارتباط عمیقی با روانشناسی و انتخاب سیاسی دارند.
تحقیقات قبلی نشون می داد که ویژگی های شخصیتی گسترده روی رفتار رای دهی تاثیر می ذارن، اما مسیر دقیق این اتفاق یه جورایی نامشخص بود. برای بررسی این پویایی، محقق ها روی یه مفهوم روان شناختی به اسم «تحمل ابهام» تمرکز کردن.
تحمل ابهام یعنی اینکه یه نفر چقدر خوب می تونه اطلاعات پیچیده، متناقض یا ناآشنا رو بدون اینکه احساس خطر کنه، پردازش کنه. کسایی که تحمل ابهام بالایی دارن، معمولا قبول می کنن که دنیا آشفته و پیچیده ست. اون هایی که تحمل ابهام شون کمه، تمایل دارن به مسائل سیاه و سفید نگاه کنن و دنبال قوانین واضح و جواب های ساده می گردن. دانشمندان پیشنهاد دادن که این ویژگی روانی خاص، مثل یه پل بین ویژگی های شخصیتی بنیادی و ایدئولوژی سیاسی عمل می کنه. این مفهوم کلیدی در درک روانشناسی و انتخاب سیاسی افراد نقش اساسی دارد.
تاثیر تحمل ابهام بر روانشناسی و انتخاب سیاسی
«این مطالعه هم از یه خلاء تئوری و هم از تحولات دنیای واقعی الهام گرفته. در حالی که تحقیقات قبلی نشون می دادن ویژگی های شخصیتی به طور غیرمستقیم با حمایت از احزاب راست افراطی در ارتباطه، مکانیسم روانی پشت این پیوند هنوز مبهم بود.» این ها رو نویسندگان این تحقیق، آلموت لیتز، پژوهشگر مرکز تحقیقات ادغام و مهاجرت آلمان و دانشجوی دکترای دانشگاه گوته فرانکفورت، و سابرینا جاسمین مایر، استاد جامعه شناسی سیاسی در دانشگاه بامبرگ، گفتن.
«ما سعی کردیم با معرفی تحمل ابهام به عنوان یه عامل واسطه، به این موضوع بپردازیم. هم زمان، قدرت گرفتن احزاب راست افراطی مثل “جایگزینی برای آلمان” (AfD)، اهمیت اجتماعی درک این موضوع رو که آدما چطور با عدم قطعیت در زمینه های پیچیده اجتماعی و سیاسی کنار میان، برجسته می کنه.»
اون ها کارشون رو بر اساس نظریه آنتروپی روان شناختی پایه گذاری کردن. این نظریه علمی می گه که شخصیت انسان به شدت تحت تاثیر اینه که افراد چطور عدم قطعیت و اضطراب ناشی از اون رو مدیریت می کنن. طبق این چارچوب، یه دنیای غیرقابل پیش بینی حس بی نظمی روانی ایجاد می کنه. آدما برای اینکه احساس امنیت کنن، انگیزه دارن که این بی نظمی رو کم کنن. محقق ها فرض کردن افرادی که تحمل ابهام کمتری دارن، نیاز شدیدی به قطعیت پیدا می کنن.
این میل به شفافیت ممکنه باعث بشه که اقتدارگرایی راست گرایانه و ریشه های روان شناختی توطئه های انتخاباتی، احساسات ضد مهاجر و نگرش های پوپولیستی برای اون ها خیلی جذاب بشه. اقتدارگرایی راست گرایانه یه موضع ایدئولوژیکه که با اطاعت محض از مراجع سنتی، احساسات تهاجمی نسبت به کسایی که هنجارهای اجتماعی رو می شکنن و ترجیح شدید برای اخلاقیات مرسوم شناخته می شه. نگرش های پوپولیستی هم شامل یه جهان بینی خاصه که طرفدار حاکمیت مردمیه و جامعه رو به دو گروه در حال جنگ تقسیم می کنه. این موارد نشان دهنده ابعاد پیچیده روانشناسی و انتخاب سیاسی هستند.
این گروه های پوپولیستی معمولا به عنوان مردم عادیِ پاک و یکدست، و یه طبقه نخبه فاسد دیده می شن. احساسات ضد مهاجر هم یه راه ساده برای دیدن گروه های حاشیه نشین به عنوان منشا مشکلات جامعه ارائه می ده. محقق ها می خواستن آزمایش کنن که آیا تحمل ابهام پایین به این سه دیدگاه ایدئولوژیک منجر می شه یا نه.
در نهایت، اون ها سعی کردن بفهمن که آیا این دیدگاه ها باعث رای دادن به «جایگزینی برای آلمان»، که یه حزب راست افراطی برجسته ست، می شه یا نه. برای آزمایش این ایده ها، دانشمندان از داده های یه نظرسنجی آنلاین که بین آبان 1399 تا خرداد 1400 در آلمان انجام شده بود، استفاده کردن. نمونه شامل 1635 بزرگسال 18 تا 74 ساله بود.
این گروه با استفاده از سهمیه های ریاضی بر اساس سن، جنسیت و منطقه جغرافیایی انتخاب شدن تا به کل جمعیت آلمان شبیه باشن. محقق ها همچنین به طور عمدی درصد بالایی از افراد با پیشینه مهاجرت رو وارد کردن تا دیدگاه های متنوعی داشته باشن. شرکت کننده ها بعد از اون چندین پرسشنامه روان شناختی استاندارد رو پر کردن.
اول، اون ها به سوالاتی جواب دادن که برای اندازه گیری پنج ویژگی بزرگ شخصیتی طراحی شده بود. این ویژگی ها شامل گشودگی به تجربه، وجدان گرایی، برون گرایی، موافق بودن و روان رنجوری هستن. بعدش، نظرسنجی تحمل ابهام شرکت کننده ها رو با پرسیدن در مورد احساس شون نسبت به موقعیت های ناآشنا و دیدگاه های چالش برانگیز ارزیابی کرد.
محقق ها همچنین سطح فردی اقتدارگرایی راست گرایانه، نگرش های پوپولیستی و احساسات ضد مهاجر شرکت کننده ها رو اندازه گیری کردن. در نهایت، شرکت کننده ها بر اساس یه مقیاس ریاضی رتبه بندی کردن که چقدر احتمال داره به حزب «جایگزینی برای آلمان» رای بدن. این مقیاس از صفر، یعنی خیلی بعید، تا ده، یعنی خیلی محتمل، بود.
دانشمندان از مدل های آماری برای تحلیل رابطه بین این پاسخ های مختلف استفاده کردن. اون ها متوجه شدن که تحمل ابهام کمتر، رابطه قوی ای با سطوح بالاتر اقتدارگرایی راست گرایانه داره. افرادی که با عدم قطعیت مشکل داشتن، به طرز قابل توجهی بیشتر احتمال داشت که نگرش های پوپولیستی و احساسات منفی نسبت به مهاجرها نشون بدن.
لینز و مایر به سای پست گفتن: «ما به ویژه از ارتباط نسبتا قوی بین تحمل ابهام پایین و اقتدارگرایی راست گرایانه، در مقایسه با ارتباطات متوسط تر با نگرش های پوپولیستی و احساسات ضد مهاجر غافلگیر شدیم. این نشون می ده که اقتدارگرایی راست گرایانه ممکنه به طور ویژه ای با انگیزه های معرفت شناختی مربوط به کاهش عدم قطعیت مرتبط باشه.»
این دیدگاه های ایدئولوژیک سختگیرانه با ترجیحات رای دهی مرتبط بودن. اقتدارگرایی راست گرایانه قوی تر، نگرش های پوپولیستی و احساسات ضد مهاجر، همگی احتمال بیشتر رای دادن به «جایگزینی برای آلمان» رو پیش بینی می کردن. نگرش های پوپولیستی ارتباط به شدت قوی ای با حمایت از این حزب راست افراطی خاص نشون داد. درک این روابط برای تحلیل روانشناسی و انتخاب سیاسی حیاتی است.
دانشمندان همچنین بررسی کردن که چطور ویژگی های شخصیتی بنیادی با این تصویر جور درمیاد. اون ها متوجه شدن افرادی که در گشودگی به تجربه و برون گرایی نمره بالاتری گرفتن، معمولا تحمل ابهام بالاتری داشتن. افرادی که در روان رنجوری (که شامل تمایل به تجربه اضطرابه) نمره بالاتری گرفتن، تحمل ابهام کمتری نشون دادن.
این ارتباطات شخصیتی با این ایده همخونی داره که افراد برون گرا و گشوده، فعالانه موقعیت های ناشناخته رو کشف می کنن. این اکتشاف ممکنه به مرور زمان به بالا رفتن تحمل اون ها در برابر پیچیدگی کمک کنه. با این حال، محقق ها اشاره کردن که اندازه اثراتی که ویژگی های شخصیتی پایه رو به تحمل ابهام وصل می کنه، نسبتا کم بود.
این نشون می ده که اگرچه شخصیت نقش داره، اما به تنهایی توانایی فرد رو برای مدیریت عدم قطعیت تعیین نمی کنه. قوی ترین یافته همچنان پیوند محکم بین تحمل ابهام پایین و پذیرش ایدئولوژی های سیاسی سختگیرانه باقی موند. این ایدئولوژی ها در نهایت حمایت بالاتر از نامزدهای راست افراطی رو پیش بینی می کنن.
تاثیر روانشناسی و انتخاب سیاسی در جوامع مدرن
لیتز و مایر توضیح دادن: «یافته های ما نشون می ده که حمایت از احزاب راست افراطی فقط به خودِ ایدئولوژی مربوط نمی شه، بلکه به این هم مربوطه که افراد چطور با عدم قطعیت کنار میان. تحمل ابهام پایین با ترجیح قوی تر برای جواب های واضح و بی ابهام و جهان بینی های ساختاریافته در ارتباطه. این نیاز شدید به قطعیت، به نوبه خود با سطوح بالاتر اقتدارگرایی راست گرایانه، نگرش های پوپولیستی و احساسات ضد مهاجر مرتبطه که در نهایت به تمایل بیشتر برای رای دادن به احزاب راست افراطی مثل “جایگزینی برای آلمان” (AfD) ختم می شه.»
در حالی که این یافته ها بینش هایی درباره رفتار سیاسی ارائه می دن، دانشمندان نسبت به برخی سوءبرداشت ها هشدار می دن. اول اینکه این مطالعه بر اساس داده های مشاهده ایه، یعنی رابطه علت و معلولی مستقیم رو ثابت نمی کنه. کاملا ممکنه که داشتن ایدئولوژی های سیاسی سختگیرانه هم به مرور زمان تحمل فرد رو برای ابهام کم کنه.
علاوه بر این، داشتن تحمل ابهام پایین یه وضعیت روان شناختی کاملا طبیعیه. محقق ها تاکید می کنن که این ویژگی نباید به عنوان یه نقص روانی در نظر گرفته بشه. به همین ترتیب، پنج ویژگی بزرگ شخصیتی هم ذاتا خوب یا بد نیستن.
محقق ها گفتن: «در راستای نظریه آنتروپی روان شناختی، ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و تحمل ابهام رو می شه بازتابی از تفاوت در گرایش های انگیزشی دونست. برخی ویژگی ها ممکنه باعث بشن افراد بیشتر وارد موقعیت های جدید یا نامطمئن بشن و با اون ها درگیر بشن، و از این طریق فرصت ها رو برای ایجاد تحمل ابهام بیشتر در طول زمان افزایش بدن. از این نظر، ویژگی های شخصیتی ممکنه به جای تعیین مستقیم تحمل ابهام، فرصتِ یادگیری اون رو شکل بدن.»
این داده ها همچنین در مراحل اولیه همه گیری جهانی جمع آوری شدن، دوره ای که با سطوح غیرمعمول و بالایی از عدم قطعیت اجتماعی همراه بود. این بافت تاریخی خاص ممکنه روابط بین میل به قطعیت و ایدئولوژی سیاسی رو تشدید کرده باشه. تحلیل این داده ها به درک عمیق تر از روانشناسی و انتخاب سیاسی در دوران بحران کمک می کند.
برای آینده، دانشمندان قصد دارن از مطالعات طولی استفاده کنن که افراد رو طی سال های متمادی دنبال می کنه تا پویایی های علیتی رو بهتر درک کنن. اون ها همچنین امیدوارن که این مدل های روان شناختی رو در کشورهای دیگه آزمایش کنن تا ببینن آیا همین الگوها در فرهنگ های مختلف هم صدق می کنه یا نه.
لیتز و مایر اضافه کردن: «درک اینکه آدما چطور با عدم قطعیت کنار میان، برای توضیح قطبی شدن سیاسی معاصر و تغییرات ایدئولوژیک، کلیدی باقی می مونه. این مطالعه با برجسته کردن انگیزه های معرفت شناختی، به ویژه نیاز به قطعیت، به عنوان پیوند اصلی بین شخصیت و ایدئولوژی، پلی بین روان شناسی شخصیت و تحقیقات رفتار سیاسی ایجاد می کنه. این تحقیق بر اهمیت واکنش های روان شاختی به عدم قطعیت در درک تاب آوری دموکراتیک و عملکرد جوامع در زمان های پیچیده تاکید می کنه.» به طور کلی، این مطالعه نشان می دهد که روانشناسی و انتخاب سیاسی به طور جدایی ناپذیری به هم گره خورده اند.
این مطالعه با عنوان «پیمایش در عدم قطعیت: نقش تحمل ابهام در پیوند دادن ویژگی های شخصیتی به متغیرهای ایدئولوژیک و رای دهی به راست افراطی»، توسط آلموت لیتز و سابرینا جاسمین مایر نوشته شده است.
در نهایت، این یافته ها اهمیت بازنگری در ساختارهای فکری را یادآوری می کنند. شناخت تاثیرات پنهان روانی بر دیدگاه های سیاسی می تواند گامی بزرگ در جهت ایجاد تفاهم بیشتر در جوامع قطبی زده باشد و به ما کمک کند تا با درک عمیق تری از محرک های رفتاری، به سوی آینده ای آگاهانه تر حرکت کنیم.
A psychological need for certainty is associated with radical right voting